توسعه فردی: خوان دوم توسعه فردی(کارکرد ذهن)

توسعه فردی: خوان دوم توسعه فردی(کارکرد ذهن)

توسعه فردی: خوان دوم توسعه فردی (کارکرد ذهن)

 

مگه میشه؟

مگه داریم آخه؟

خیلی عجیبه! از بدیهی ترین کارهایی که باید انجام بشه ولی خیلی خیلی کم بهش توجه می کنیم.

دومین خوان از هفت خوان توسعه فردی “شناخت کارکردهای ذهن” هست.

  • همه ما می دونیم که یه چیزی تو کلمون هست به اسم مغز
  • همه ما می دونیم اونه که بدن ما رو مدیریت می کنه
  • همه ما می دونیم وقتی مرگ مغزی میشیم دیگه کارمون تمومه!

ولی با این حال بازهم نمی خوایم یا نمی دونیم که باید مغز عزیزمون رو بشناسیم. بدونیم این عضو پرکار و مهم بدن ما که یک ثانیه هم استراحت نمی کنه چه ویژگی هایی داره که باعث شده جهان به این بزرگی رو در دستان خودمون بگیریم.

 

خود من هم تا چندسال پیش درگیر شناختش نبودم ولی از وقتی فهمیدم که شناخت ذهنم اولویت مهمی برام هست دیگه چسبیدم بهش و از اون موقع خیلی در موردش مطالعه کردم و مستندهای زیادی دیدم تابتونم بیشتر و عمیق تر بشناسمش و دقیقا از زمانی که تونستم در مسیر این هدف حرکت کنم زندگیشم زیر و رو شد.

 

تو این مقاله که نمی دونم می خواد چند کلمه بشه، چند تا از مهم ترین چیزهایی که در مورد مغز فهمیدم رو باهاتون در میون بذارم تا بقیه اش رو خودتون برید دنبالش و پیداش کنید. چون اگر خودتون دنبالش برید مطالب جدیدتری پیدا می کنید و مطالبی رو هم پیدا می کنید که فقط شما مناسبه و کمک می کنه زندگی خودتون بهتر بشه.

 

توسعه فردی، کارکرد ذهن، ضمیر ناخودآگاه

از اولین نکاتی که در مورد مغز شنیدم و من رو میخکوب خودش کرد، اطلاعاتی در مورد ضمیرناخودآگاه آدما بود که از زبان جناب شاهین فرهنگ شنیدم. واقعا هنگام شنیدنشون چشمام باز شده بود و کلی متعجب از این همه قدرتی که در اختیار داریم ولی بلد نیستیم ازش استفاده کنیم.

 

برای اینککه اینجا خیلی در موردش توضیح ندم و شما هم راحت تر در موردش بدونید لینک صفحه پادکستی که در این مورد قبلا ضبط کردم رو می ذارم تا راحت تر گوش کنید. این پادکست دو قسمت داره که از لینک پایین می تونید بهش گوش بدید:

 

می خوام در مورد ضمیر ناخودآگاه بیشتر بدونم

بعد از گوش دادن به این پادکست واقعا می تونید مثل قبل رفتار کنید و حواستون به مغزتون نباشه؟ من که باشم خجالت می کشم اگر اینطور بشه!

 

R.A.S ، دستگاه فعال ساز شبکه ای

اون پایین مایینای مغز ما یه بخشی وجود داره که وظیفه سلول هاش اینه که اطلاعات رو طبقه بندی و ارزیابی می کنن.

یعنی چی؟

این سناریو رو تصور کن.

 

فرض کن داری تو خیابونی شلوغ راه میری. صداهایی زیادی توی خیابون هستند.

صدای حرکت ماشین ها

صدای حرف زدن آدما

صدای پرنده ها

صدای هواپیمایی که رد میشه

صدای بوغ ماشین ها

صدای موزیکی که از ماشین ها شنیده میشه

صدای دستگاهی که داره زمین رو می کنه

و صدها صدای ریز و درشت دیگه ای که در اطرافت وجود داره.

اگر این دستگاه فعال سازی شبکه ای وجود نداشت، تو همه صداها رو به یک اندازه می شنیدی و به یک اندازه به همه شون آگاه بودی. به نظرت اینطوری اعصابی واست می موند؟ من همیشه در کارگاه هام به این بخش که می رسم این عکس رو توی اسلایدهام دارم:

 

 

واقعا زندگی آدما خیلی مزخرف می شد اگر اینجوری میشد.

آر ای اس وظیفه اش اینه اطلاعاتی که برای ما مهم نیستند رو می فرسته سمت ناخودآگاه و فقط اطلاعاتی که مهم هستند رو به بخش خودآگاه مغز بفرسته. برای همینه که وقتی توی خیابون شلوغ با هدفون آهنگی گوش میدی بعد از مدتی دیگه صداهای دیگه رو نمی شنوی. اینجا دقیقا دستگاه فعال ساز شبکه ای داره کار می کنه.

 

دقیقا به همین دلیل هست که هدفگذاری اهمیت زیادی پیدا می کنه. اگر ما دقیقا ندونیم چی رو می خوایم مغز ما هم دقیقا نمی دونه باید چه اطلاعاتی رو بیشتر بهش توجه کنه و وقتی به اطلاعاتی توجه بکنه ما می تونیم در مورد اون به دقت فکر کنیم و با خودآگاهی بهش فکر بکنیم.

پس حواسمون به این دستگاه فوق العاده که ما رو به همه اهدافمون میرسونه باشیم.

 

مسیر عصبی

یکی  از مهم ترین چیزایی که از مغز فهمیدم و تونستم باهاش همه اتفاقات اطرافم رو تحلیل کنم مبحث بسیار مهمی به نام مسیر عصبی بود.

قبل از اینکه در مورد مسیر عصبی توضیح بدم ویدیوی زیر رو ببین.

همونطور که در ویدیو گفته شد، در مغز ما بیش از ۱۰۰ میلیارد نورون وجود داره که ما هرکاری در زندگیمون انجام میدیم این نورون ها هستند که فعالیت می کنن و ما اون عمل خاص رو انجام میدیم.

 

منظورم از عمل حتما یه کار فیزیکی نیست، هر حسی که ما داریم، هر تجربه ای که توی زندگی داریم توسط این نورون ها انجام میشن.

اگر احساس ناراحتی یا شادی هم داریم به خاطر وجود این نورون هاست.

نکته چالب اینه که وقتی این مسیرهای عصبی تشکیل میشن و مثل اون پل مقاوم میشن، این مسیرهای عصبی قوی میشن جزئی از ناخودآگاه ما. یعنی دیگه لازم نیست برای انجام کاری که کسیر عصبی قوی واسش ساخته شده انرژی زیادی بذاری.

 

احتمالا دیدید مثلا کریستیانو رونالدو با چشمای بسته تمرین می کنه و می تونه توی تاریکی با سر گل بزنه.

یا نوازنده هایی رو دیدید که انقدر سریع و قشنگ ساز می زنن که حرکت دست و انگشتاشون رو متوجه نمیشید.

اینا هیچکدوم استعداد موسیقی نداشتند.

این ها فقط در ابتدای یک علاقه و اشتیاق بزرگ داشتند، که این اشتیاق باعث شده انقدر تمرین بکنند که مسیرهای عصبی قوی ای رو بسازن و در نهایت بتونن با این دقت ساز بزنن یا فوتبال بازی کنند.

 

همینجا بود که متوجه شدم چیزی به نام استعداد وجود نداره و تنها با تمرین زیاد ما هم می تونیم در هرکاری که بهش اشتیاق داریم موفق بشیم و حتی جزء برترین های جهان بشیم.

انقدر این مسئله مسیر عصبی مهم هست که من تقریبا در همه کارگاه هام در موردش توضیح میدم چون پایه تمام کارهایی هست که ما انجام میدیم.

 

برای امروز تا همینجا کافیه.

در مقاله بعدی در مورد یکی از مهم ترین کارکردهای مغز براتون می گم که بازهم با دونستن این مطلب چراغ های زیادی در ذهنم روشن شد و باعث شد من مسیر اصلی فعالیت حرفه ایم رو پیدا کنم.

قرار هست که در مورد مایندست صحبت کنم.

فردا منتظر این مقاله باشید.

اگر می خوای بدونی چطور باید شخصیت قوی و سمجی داشته باشی تا به خواسته های کوچیک و بزرگت برسی من می تونم در کنارت باشم تا خیلی زودتر به این خواسته ات برسی. مدرس و کوچ خودآگاهی و توسعه فردی و مدیر و موسس آموزه

اینستاگرام
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :