دفتر خاطرات من – صفحه ۳۴ – دقیقه ۹۰

۱۷ آذر ۹۷!

همونطور که گفته بودم فردا کارگاهی به نام مادربورد پیشرفت رو قرار هست برگزار کنم.

از اونجایی که خودم با کامپیوتر و سیستم خانگی کار می کنم و لپ تاپ ندارم، برای برگزاری کارگاه از یکی از دوستانم درخواست کردم که لپتاپش رو هم برام بیاره تا در کارگاه ازش استفاده کنم.

خودشون گفتن که حتما میان ولی شاید هم مسئله ای پیش بیاد و نتونن بیان، پس تصمیم گرفتم یک لپ تاپ دیگه هم پیدا کنم. در صفحه شانزدهم دفتر خاطرات نوشته بودم که صفحه مانیتور لپ تاپ دوستم رضا شکست. با این حال میشد به کابل به تلویزیون وصلش کرد و ازش استفاده کرد. 

پس رفتم و لپ تاپ رضا رو ازش قرض گرفتم. از قضا اونیکی دوستم گفت براش کاری پیش اومده و باید جایی بره و در نهایت باید از لپ تاپ رضا استفاده کنم.

 

خوبه که برای کارای مهممون همیشه یه برنامه ریزی دیگه یا یه Plan B داشته باشیم تا اگر احیانا مسئله ای پیش اومد کارمون لنگ نمونه. حتی اگر شده دقیقه نود اون پلن بی رو برنامه ریزی کنیم. مخصوصا زمانی که در مقابل دیگرام مسئولیتی داریم و قرار هست روی زندگیشون تاثیر بذاریم. اگر لپ تاپ هم جور نمیشد مشکل خاصی پیش نمیومد.چون میشد با فلش اسلایدها رو توی تلویزیون نمایش داد ولی خب اونطوری که باید تاثیرگذار نمیشد.

 

شرکت در دوره رایگان ارزشمندترینی + دانلود کتاب الکترونیکی رایگان “دلخوشی بدون تاریخ انقضاء”

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *