ممکن است بدیهیات من ، برای دیگران بدیهی نباشد

چند وقت پیش که فیزیو تراپی می رفتم . یکی از درمانهای فیزیوتراپی، گذاشتن جریان است در ایتدا جریان با شدتی وصل می شود که برای بیمار، قابل تحمل باشد و وقتی چند دقیقه از آن می گذرد و بدن به جریان قبلی عادت می کند ، دکتر می پرسد که جریان خوب است یا نه؟ که در صورت لزوم شدت آن را بالا ببرد .

در دو جلسه اول که دکتر جریان را وصل می کرد هر چند دقیقه ای می آمد و می پرسید خوبی؟ اوضاع چطوره؟ من هم چون دقیقا با موضوع آشنایی نداشتم می گفتم خوبم و دکتر هم می رفت و جریان را زیاد نمی کرد. من فکر می کردم که دکتر سر می زند که اگر مشکلی هست بگویم و من هم که مشکلی احساس نمی کردم ، می گفتم خوبم.

بعد از جلسه دوم دکتر تعجب کرد که من چرا نمی خواهم که جریان را زیادتر کند و هر بار می گویم خوبم و آنجا متوجه شدم که منظور او از پرسیدن خوبی، چه بود . دکتر متوجه اشتباهش شد و گفت چون ما خودمان دقیقا می دانیم که منظورمان چیست، فکر می کنیم که بیمار هم می داند ،درحالیکه دقیقا باید در جلسه اول توضیح می دادم.

از آن جلسه به بعد،این موضوع ،سوزه ای شده بود برای خندیدن ما ،

این تلنگری بود برای خودم که اگر کسی از من سوالی پرسید یا خواستم به کسی راهنمایی ای نمایم، حتما با سوال پرسیدن از طرف مقابلم مطمئن شوم که او هم آنچه را که باید بداند ،دریافت کرده و اگر چیزی برای من بدیهی است دلیلی ندارد که برای بقیه هم اینگونه باشد

1 پاسخ
  1. دانیال نظامی
    دانیال نظامی گفته:

    وقتی کسی ازم مشاوره می خواد یا در کارگاه هام برای کسی مطلبی ساده را توضیح میدم که خودم مدت هاست اون رو عملی می کنم کاملا متوجه میشم که حرف هایی که برای من بدیهی هست برای خیلیا راهگشای بسیار بزرگی هست . دقیقا مثل زمانی که خودم این صحبت ها را می شنیدم

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *