من دوباره زنده شدم

داشتم کتاب صبح جادویی هال الرود رو می خوندم. در قسمتی از کتاب، به سانحه شدید رانندگی و به کما رفتن و آسیب های جدی ای که برای هال اتفاق افتاده بود ، اشاره شده است.

خوندن این بخش ،مرا به فکر فرو برد.

بارها داستان زندگی کسانی را شنیدیم که مرگ را تجربه کردند و دوباره به زندگی برگشتند، به اصطلاح خودشان، معجزه ای اتفاق افتاد و زندگی دوباره پیدا کردند که معمولاباعث شده ، تحولی در زندگیشان اتفاق بیفتد.

بیاییم اینگونه نگاه کنیم که همین الان، این معجزه در زندگی ما اتفاق افتاده و عمری دوباره به ما بخشیده شده، از خودمون بپرسیم که می خواهیم با این معجزه دوباره زندگی کردن چه کنیم؟ با این تفاوت که الان سالم تریم و آسیبی جدی هم ندیدیم.

مگه حتما باید، یه اتفاق خاص یا یه بیماری خاص، گریبانمون رو بگیره تا بعد از اون به این نتیجه برسیم که باید چگونه زندگی کنیم؟!
مهم نیست که در چه سنی هستیم، مهم اینه که فکر کنیم، انگار چند لحظه قبل مردیم و الان دوباره زنده شدیم

نکات قابل تاملی که در این کتاب نوشته شده:

**در نتیجه انتخاب قدردانی برای داشته ها، پذیرش بی قید و شرط نداشته ها

وپذیرش مسئولیت کامل برای خلق چیزهایی که می خواستم، سرانجام آن تصادف

ویرانگر تبدیل به یکی از بهترین اتفا قهای زندگی ام شد. با پذیرش این اعتقاد که هر

اتفاقی به دلیلی رخ می دهد،(اما وظیفه ی ماست که توانمندسازترین دلایل را برای

چالشها، رویدادها و پیشامدهای زندگی انتخاب کنیم(، از تصادفم استفاده کردم تا

بازگشتی فاتحانه داشته باشم.**

پس بیاییم با بکار گیری این نکات کلیدی،لحظه های زندگیمان را پربارتر و لذت بخش تر نماییم:

قدردانی از داشته ها

پذیرش بی قید و شرط نداشته ها

پذیرش مسئولیت کامل

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *