دفتر خاطرات من – صفحه دوازدهم – پیش فروش کتاب

۲۴ آبان ۹۷!

همونطور که دیشب و توی صفحه ۱۱ دفتر خاطرات گفتم، با درگاه فروش سایت به مشکل خوردم و درگاه جدید و موقتی برای پیش فروش کتاب انتخاب کردم که فعلا کارا عقب نیوفته تا وقتی درگاه سایت درست شد برگردم روی درگاه قبلی.

قبلا هم گفتم اتفاقای زندگی غیرقابل پیش بینی هست.

نه که اصلا نفهمیم چی میشه ها، نه!

 

می تونیم بفهمیم که اتفاقای خوب خواهد افتاد، ولی اینکه دقیقا بفهمیم از چه طریقی و با چه روشی کار ماها نیست. خیلی شده دلتون می خواسته یه کاری انجام بشه و دقیقا با روشی که شما دلتون می خواد انجام بشه، کلی هم برنامه ریزی کردید و پیش بینی کردید ولی اون اتفاق از جایی که اصلا فکرش رو هم نکرده بودید میوفته.

مثلا به پولی نیاز داشتید و دنبال راه های مختلف پولسازی می گشتید، ولی دقیقا از طرف کسی که حتی خیلی وقته ندیدینش یه پولی بهتون رسیده.

 

امروز هم که پیش فروش کتاب پاش وایسا شروع شد اولین کسی که کتاب رو خریداری کرد کسی بود که تاحلا اصلا باهم صحبت نکرده بودیم، کامنتی توی سایت و اینستاگرام نذاشته بود ولی چون کتاب رو می خواست کتاب رو تهیه کرد و هنوز کسانی که من فکر می کردم کتاب رو تهیه می کنند هنوز این کار رو نکردن.

 

بهتون پیشنهاد می کنم خودتون رو خیلی درگیر پیدا کردن راه های مختلف واسه پیشرفت نکنید.

همون راه هایی که  راحت به ذهنتون میاد رو عملی بکنید کم کم راه های بهتر سر راهتون سبز میشن.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *