اگه مویز نشدی عاشق نشو

 

اینروزا عاشقی بددردیه ، میدونم گرفتارش شدی .

با توجه به اینکه مردم جهان روز به روز بیشتر احساس توجه می کنن، یکی از نیازهای اصلیشون داشتن یار و غمخواری هست که باهاش وقت بگذرونن و اون هم بهشون توجه کنه .

زیاد دیدین یا خودتون براتون پیش اومده که (نگو نه که می دونم آره) پسر یا دختری بعد از رفتن به دانشگاه و طی کردن یک سری مراحل دیگه میرسه به جایی که کار اصلیش این میشه که دنبال همسر می گرده یا اگر خانم هست به این فکر می کنه که شوهر رویاهام زودتر پیدا بشه و با پراید سفید بیاد و من رو ببره خونه بخت تا یک زندگی عالی رو باهم شروع کنیم .

در این مسیر با افراد مختلفی هم آشنا میشه ، رسمی یا غیررسمی باهم آشنا می شن و اوایل کار می گن خود خودشه همونی که من می خواستم !

عاشق شدم رفت . دیگه بدون اون نمی تونم زندگی کنم .

ولی هرچی می گذره میبینه نه، مثله اینکه اونجوری که می خواست نبود .

کمی که به روابطش دقت می کنه متوجه میشه که تو همه این موارد یک سری نقات مشترک هست.

آدم هایی سمتش میان که نباید بیان .

 

آخرشم میگه :

همه مردها (زن ها) مثل همن .

منکه شانس ندارم .

من باید به فکر همون شوهر کابوس هام باشم که با خر سیاه میاد دنبالم.

همون مجردی و ادامه تحصیل رو پیش بگیرم بهتره .

اصلا ازدواج کلا اَخه !

 

بیاین این سناریو رو تصور کنیم :

نیما ، پسر داستان ما لیسانسش رو تو دانشگاه آزاد گرفته ، سربازیش رو هم تازه تموم کرده .

یه حقوق خوب هم از شرکتی که توش کار می کنه می گیره .

خونه و ماشینشم داره . ماشینش همون درحد پراید هست ولی همینم خیلیا ندارن .

دیگه افتاده تو خط آنالیز خانم ها که اگر پسندید برای خواستگاری اقدامی بکنه .

قبلا هم با تعداد کثیری از بانوان دوست بوده و هر دفعه هم به بهانه های متفاوت این روابط نتیجه نداده .

و هر دفعه هم که از نیما جان بپرسی چرا اینجوری شد میگه اون اینجوری کرد.

اون اینجوری بود .

اون نخواست که با من راه بیاد.

من نتونستم تحملش کنم .

باهم تفاهم نداشتیم .

اون من رو درک نمی کرد .

و …

 

به نظر شما با این روند آقا نیمای ما چقدر احتمال داره همسری متناسب پیدا کنه و تا آخر عمر خوب و خوش خرم باهم زندگی کنن؟

به نظر منکه صفر درصد!

به این دلیل که همیشه انداخته گردن طرف مقابل.

ضعف رو تو خودش ندیده و مسئولیت رابطه رو قبول نکرده …

می دونید در یک رابطه (هر رابطه ای) هرکدوم از طرفین چند درصد در مقابل اتفاقات مسئولیت دارن ؟

یکی میگه ۵۰ ۵۰ . یکی میگه نه ، ۵۱ ۴۹

یکی میگه نه چون مردا منطقی تر هستند ۷۰ ۳۰ خوبه 

در صورتی که طرفین هرکدوم ۱۰۰% مسئولیت رو باید به عهده بگیرن.

ولی در عمل اینجور نمی بینیم .

میگیم چون فلانی اینجوری کرد اینجوری شد .

اگر اون کارو نمی کرد که من این کارو نمی کردم .

و همش دوست داریم بگیم انتخاب های من درست ترینن .

 

دلیل بعدی …

هروقت رابطه ای خراب شده بخاطر دلیل بالا به خودش گفته خب من که اوکی ام .

بقیه باید عوض شن .

پس هیچ کاری واسه بهبود اخلاقش نکرده . از روابطش درس نگرفته .

سعی نکرده خودش بزرگ شه و رشد کنه .

دوست داشته غوره بمونه تا مویز ها بیان سمتش .

 

در صورتی که اینجوری نمیشه . اگر هم بشه بعد از چند وقت مشکلات سر از خاک بیرون میارن .

تا زمانی که خودمون رشد نکنیم اطرافیان و روابطمون هم رشد نمی کنه .

روانشناسان همیشه میگن ، اگر کسی طلاق گرفت دیگه نباید ازدواج کنه تا زمانی که خودش تغییر اساسی بکنه .

وگرنه بازهم همون آش و همون کاسه !

آدمی زاد هرروز باید تغییر کنه ، هرروز باید بهتر بشه .

اگر دیدی با سه ماه قبلت تفاوت خاصی نداری ، مخصوصا تو زمینه های ارتباطی و درکت از دنیای اطراف ، بشین فکر ببین کجای کارت ایراد داشته .

کجاها وقتت رو تلف کردی و درگیر مسائل حاشیه ای شدی .

پس سعی کنیم اول رشد کنیم ، مویز بشیم ، تا کم کم شرایط عاطفیمون هم تغییر کنه .

این مقاله رو خیلی خودمونی و یهویی نوشتم چون مسئله خیلی مهمی هست و خواستم با جون و دل و به راحتی بخونید .

ممنونم ازتون

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید