چرا نباید کتاب بخوانیم ؟

بگذار جواب این سوال را همین ابتدای کار بدهم :

چون به دردمان نمی خورد

احتمالا تعجب کردی . پس بیشتر توضیح می دهم .

 

 

کتاب کیمیاگر یکی از کتاب های پرفروش جهان است و در ایران هم جزء پرفروش هاست .

هرکسی که آنرا می خواند به دیگران پیشنهادش می کند و می گوید کتاب فوق العاده اید است .

دید بسیار جالبی نسبت به زندگی و وقایع آن دارد .

ولی سوال اینجاست ؛

 

 

 

حالا که این کتاب جزء پرفروش ترین هاست و تعداد زیادی آن را مطالعه کردند پس چرا تعداد انسان هایی که افسانه شخصی دارند و آن را دنبال می کنند کم است ؟

چرا روزانه با افراد زیادی رو به رو می شویم که وقتی از آنها می پرسیم حالت چطور است بهترین جوابی که از آنها می شنویم این است : “بد نیست” ، “ای میگذره” ، خداروشکر” ، “الحمدالله” و …

فکر نمی کنم انسانی که مسیر خود را پیدا کرده و در آن مسیر حرکت می کند از این جواب ها بدهد .

 

 

به نظر من این اتفاق سه دلیل اصلی دارد :

 

۱ – باور نداریم

در زمینه های مختلف کتاب های زیادی خوانده ایم . تجربیات نویسندگان و محققان زیادی را شنیده ایم و حتی آنها را تحسین کرده ایم ، ولی باور نداریم که این اطلاعات برای ما نتیجه می دهد .

باید حتما خودمان آن راه را برویم و بارها سرمان به سنگ بخورد تا باور کنیم نه مثل اینکه این همه تجاربی که دیگران دارند ما هم می توانیم داشته باشیم .

این قوانین برای ما هم عمل می کنند .

ما تافته ی جدا بافته ای نسبت به دیگر انسان های تاریخ نیستیم .

ولی بلد نیستیم هضم تجربه کنیم و از تجارب دیگران در زندگی خود استفاده کنیم .

که باور نداشتن هم دلایل زیادی می تواند داشته باشد .

 

مثلا یکی از آنها این است که خود را لایق نمی دانیم . فکر می کنیم پیشرفت و رسیدن به آرزوها متعلق به دیگران است و ما باید بسوزیم و بسازیم .

کسی که این چنین فکر می کند مطمئنا به همین نتایج هم می رسد . و در نهایت هم به همه می گوید “دیدید حق با من بود”

 

۲ – فراموشکاریم

از آنجایی که روزانه اطلاعات فراوانی وارد ذهن ما می شود طبیعی است که خیلی از مسائل را فراموش کنیم.

اگر به صورت روزانه مطالبی را که برای ما مهم هستند به خود یادآوری نکنیم مطمئنا بعد از چندروز از یادمان می رود .

 

 

آیا تا به حال شده است که یکروز کامل یادت برود که غذا بخوری ؟

و شب که می شود به دوستت بگویی ای وای امروز فراموش کردم صبحانه و ناهار و شام بخورم ؟

فکر نمی کنم همچین اتفاقی برایت افتاده باشد .

چرا ؟ چون به آن نیاز داری ؛ زمانی که به هردلیلی نتوانی غذا بخوری بدنت بهت یادآوری می کند که یالا زمان آن فرارسیده خوراکی ای را وارد معده ات بکنی .

اگر می خواهی مطالب مهمی را که در کتاب ها می خوانی در زندگی استفاده کنی باید ذهنت را تعلیم دهی که وقتی غذایش را ندادی هشداری دهد و احساس نیاز کند .

 

۳ – عمل نمی کنیم

فکر می کنیم همین که اطلاعاتی را وارد مغز خود کنیم کافی است و خود مغز تدابیری را برنامه ریزی می کند که بیشترین بهره وری را از اطلاعات دریافتی داشته باشد و کاملا اتوماتیک همه چیز عالی و بدون ایراد انجام می شود .

در اینکه مغز خودش می تواند به صورت اتوماتیک عمل کند و خودش به راحتی کارهایش را انجام دهد شکی نیست ولی در ابتدا باید برنامه و ورودی درست و حسابی ای به او بدهی تا او هم بتواند به نحو احسن آن را انجام می دهد .

 

احتمالا زیاد برایت پیش آمده که کلاس های مختلفی را گذراندی یا پای سخنرانی بهترین های جهان نشسته ای و در ابتدا هیجان زده شدی و تصمیم گرفتی که از همین شنبه شروع کنی و مو به مو به مسائلی که یاد گرفتی عمل کنی .

ولی دو ساعت بعد که با رفیقت بیرون رفتید و به کاری مشغول شدید کم کم همه چیز را فراموش کردی .

 

قانونی وجود دارد به نام قانون ۵ثانیه که مل رابینز آن را در کتابی با همین عنوان مطرح کرده است .

در این کتاب گفته شده است که هر زمانی که تصمیم گرفتی کاری را انجام دهی تنها ۵ ثانیه فرصت داری که اقدامی هرچند کوچک برای رسیدن به آن نتیجه دلخواه انجام دهی .

وگرنه آن کار انقدر عقب میوفتد که در نهایت عملی نخواهد شد و این امر باعث می شود هم دچار توهم دانش شوی و هم عزت نفست پایین بیاید که عواقب خوبی ندارد .

هر آموزه ی جدیدی که در زندگی یاد می گیری باید خیلی سریع به آن عمل کنی و آن را مستمر تمرین کنی تا بتوانی خیلی سریع تر به نتایجی که می خواهی برسی .

 

 

حتما شنیده ای که فردوسی می گوید : “توانا بود هرکه دانا بود

این مصرع از فردوسی این روزها دیگر به کار نمی آید .

قدیم ها آنقدر علم و مطالب جدید کم بود که هرکس به آموزه ای جدید می رسید،

آن را پرارزش می دانست و آن را عملی می کرد .

بهتر است این مصرع را کمی ویرایش کنیم و بگوییم :

توانا بود هرکه تمرین کند

 

بدون تمرین و عمل مستمر به چیزهای جدیدی که یاد می گیریم جز اینکه توهم دانستن داشته باشیم چیز دیگری عایدمان نمی شود.

پس اگر موارد بالا را رعایت نمی کنی کتاب خواندن خیلی نمی تواند کمکت کند .

ولی کمی که فکر کنی می بینی که رعایت این نکات کار خیلی سختی هم نیست ؛

 

پس بهتر است که برنامه ای برای عملی کردن این نکات داشته باشی تا ببینی کتاب ها چقدر می توانند زندگی را تغییر دهند .

می توانی در نظرهای همین پست بگویی که چه کاری را می خواهی از همین الان انجام دهی و آموزه هایت را به عمل تبدیل کنی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید