توسعه فردی: خوان هفتم توسعه فردی(روابط کارآمد)

به خوان هفتم مقالات توسعه فردی رسیدیم. شاید الان فکر کردی که حتما می خوای بهمون بگی که روابط بسیار مهم هستن و باید حواسمون باشه که با کیا رفت و آمد می کنیم و دوباره حرف های همیشگی!

ولی نه. قرار هست به نکته ی مهم تری اشاره کنم که خودمون خیلی ازش خبر نداریم.

 

امیدوارم که تا الان نکاتی که در شش خوان قبلی گفته شد رو عملی کرده باشی یا حداقل برنامه ای برای عملی کردنش چیده باشی. در غیر این صورت تغییراتی توی زندگیت شکل نخواهد گرفت.

خب

در تمام مقالات قبلی صحبتمون این بود که در ابتدا باید یک چیز یا چیزهایی در درون ما تغییر بکنن تا زندگی و شرایط اطراف ما هم تغییر بکنه یعنی این ما هستیم که نقطه ی ابتدایی و عامل تغییرات زندگیمون هستیم. حالا در هر صورت، چه از زندگیمون راضی هستیم چه راضی نیستیم شرایط همینی هست که هست.

 

یکی از کارهای اساسی که کلا هر موجود زنده ای روی زمین انجام میده، ایجاد رابطه با موجود هم جنس و هم فکر خودشه (منظورم از هم جنس مذکر و مونث نیست ها) و هرکس برای انتخاب روابطی که داره شرط های مخصوص به خودش رو داره که به صورت آگاهانه کسانی که باهاش ارتباط دارند رو انتخاب می کنه.

مثل وضع مالی، ظاهر، اخلاق،جایگاه اجتماعی، جایگاه سیاسی و …

 

ولی همینجا کار تموم نمیشه! المان های بسیار مهم تری وجود دارن که آدما هنگام برقراری ارتباط از اونها استفاده می کنن، اون هم به صورت ناخودآگاه و بدون اینکه خودشون خبر داشته باشن. اون المان ها چیه؟

[alert type=”success”]دقیقا همین شش خوانی که این چندروز درموردشون باهم صحبت کردیم[/alert]

می پرسی یعنی چی؟ الان دونه به دونه برات توضیح میدم.

 

برای اینکه مثله کمی جدی تر بشه فرض کنید یک خانم و آقا تصمیم دارن باهم ازدواج کنن و می خوایم شش خوانی که درموردشون صحبت کردیم رو برای این دو نفر بررسی کنیم و ببینیم آیا با توصیفی که در پایین خواهیم داشت این دو نفر می تونن روابط کارآمدی باهم داشته باشن یا نه.

و فرض می کنیم آقا این شش خوان رو نداره و روی این فاکتورها کار نکرده ولی خانم به خوبی این مسائل رو رعایت کرده و به درجه خوبی از توسعه فردی رسیده.

 

توسعه فردی: خوان اول توسعه فردی(چشم انداز)

آقا چشم اندازی برای خودش نداره ولی خانم به خوبی می دونه که می خواد با زندگیش چیکار کنه.

خانم چون دقیقا می دونه می خواد چیکار کنه خیلی سریع در بین دوراهی های زندگیش تصمیم می گیره چون می دونه که کدوم راه به چشم اندازی که برای خودش تعیین کرده منتهی میشه یا نه.

ولی آقا همیشه گیج می زنه و هنوز نمیدونه می خواد با زندگیش چیکار کنه.

خانم حداقل در تصویر ذهنی خودش می دونه ۵ سال آینده می خواد کجا باشه ولی آقا برای هفته بعد خودش هم برنامه نداره.

خانم از کاری که داره انجام میده نهایت لذت رو می بره و هرروز صبح با انرژی به کاراش می رسه ولی آقا همیشه درحال غر زدن هست و هنوز نتونسته از کاری که می کنه لذت ببره.

خانم پول هایی که در میاره رو خرج مسیر رسالتش و پیشرفت در اون مسیر می کنه ولی آقا نمی تونه از پولاش سود خوبی ببره و همیشه درحال خرج کردن الکلی هست.

 

توسعه فردی: خوان دوم توسعه فردی(کارکرد ذهن)

خانم چون می دونه ضمیرناخودآگاهش چطوری کار می کنه و باورهاش چطور ساخته میشن حواسش به روابطش و آدم هایی که باهاشون سر و کار داره هست ولی آقا بدون اینکه دوستانش رو بررسی بکنه روابط اشتباه زیادی داره.

 

خانم چون می دونه که توی مغزش چیزی به نام  R.A.S وجود داره اخبار رو دنبال نمی کنه و نمی ذاره هر اطلاعاتی وارد مغزش بشه و زندگیش رو مختل کنه ول آقا روزانه چندین باز اخبار رو پیگیری می کنه و در مورد اتفاقات زندگی خودش و دیگران صحبت می کنه

 

خانم چون از این واقعیت مطلع هست که رفتارها و توانایی هاش ناشی از مسیرهای عصبی ای هست که توی مغزش وجود داره، همیشه تلاشش رو بیشتر می کنه تا بتونه خودش توانایی هاش رو ارتقاء بده

 

توسعه فردی: خوان سوم توسعه فردی(مایندست)

خانم همیشه وقتی به چالشی بر می خوره تلاش می کنه تا راه حلی براش پیدا بکنه ولی آقا جای پیدا کردن راه حل دنیال مقصر می گرده.

خانم همیشه دنبال یادگیری و آموزش دیدن هست و عقیده داره که آدم خودش باید توانایی هاش رو توسعه بده ولی آقا به دنبال استعدادهای نهفته ای می گرده که فقط با پیدا کردنش بتونه زندگیش رو تغییر بده.

 

آقا با اینکه در کشور خودش زندگی مناسبی نداره فکر می کنه با مهاجرت کردن به کشورهای دیگه می تونه زندگی متفاوتی رو تجربه کنه با اینکه خانم تلاش می کنه در شهری که زندگی می کنه در ابتدا موفق باشه و بعد به فکر مهاجرت و نقل مکان بیفته.

 

خانم زمانی که برای حل مسائلش اقدام می کنه اگر در دفعات اول نتونست به جواب برسه باز هم سماجت می کنه و تلاش می کنه راهکارهای جدیدی رو امتحان بکنه ولی آقا خیلی راحت کنار می کشه و بیخیال حل مسئله میشه.

 

توسعه فردی: خوان چهارم توسعه فردی(احساس ارزشمندی)

خانم زمانی که با افرادی با جایگاه بیشتر از خودش رو به رو میشه احساس حقارت نمی کنه و با اون ها صحبت می کنه و فرصت های زیادی رو از این ارتباطات می سازه ولی آقا همیشه از افرادی که از خودش بهتر هستند دوری می کنه و در مقابل اون ها احساس خوبی نداره.

 

خانم به این خاطر که می دونه ارزش انسان ها به درونش هست بیش از حد روی ظاهر خودش حساس نمیشه و ظاهر متناسبی رو در فضاهای عمومی و حتی خصوصی داره ولی آقا به شدت به دنبال این هست که ظاهر بی نقصی داشته باشه و همه اون رو تایید کنن.

 

آقا در مقابل وظایفی که داره مسئولیت پذیر نیست و هروقت نتونه کاراش رو به درستی انجام بده تنها کاری که می کنه اینه که به دنبال مقصر می گرده تا خودش مسئولیت کارهاش رو برعهده نگیره. در صورتی که خانم همیشه برعکس این موضوع عمل می کنه.

 

آقا اکثرا به دنبال تمسخر و شوخی کردن های اضافه با دیگران هست چون از درون احساس ارزشمندی نمی کنه و به ارزشمند بودن دیگران هم شک داره.

 

توسعه فردی: خوان پنجم توسعه فردی (باور به خود)

زمانی که صحبت از انجام کارهای جدید و خروج از منطقه امن میشه، خانم چون خودش رو باور داره دست به اقدام می زنه و در مسیر اقدام هاش نکات زیادی رو یاد می گیره، ولی آقا نمی خواد از امنش خارج بشه و دست به انجام کارهای جدید بزنه چون باور نداره که می تونه پیشرفت بکنه.

 

آقا وقتی ایده ای به سرش می زنه و می خواد این ایده رو به دیگران معرفی بکنه چون به خودش باور داره دست نگه می داره و خجالت نمی ذاره که ایده اش رو ارائه بده ولی خانم همیشه در انجام و ارائه ایده های جدید پیش قدم میشه و معمولا هم موفق میشه.

 

وقتی آقا در محل کارش نیاز به آزادی بیشتری داره و لازم میدونه که محل کارش رو تغییر بده، به دلیل ترسیدن از اینکه جای دیگه ای کار براش پیدا نشه اونجا رو ترک نمی کنه و روز به روز تنفرش بیشتر میشه و این تنفر و استرس رو به خانم و خانواده خودش هم انتقال میده.

 

توسعه فردی: خوان ششم توسعه فردی(عملگرایی)

و در نهایت خانم به افکار و ایده هایی که بهش حس خوب میدن عمل می کنه و کامل گرایی نمی کنه چون می دونه تنها با اقدام کردن و افتادن در مسیر اقدام می تونه رشد بکنه و ایرادهاش رو برطرف بکنه ولی آقا همیشه صبر می کنه که کامل بشه و بعد اقدام کردن رو شروع بکنه. به همین دلیل خیلی دیر به دیر پیشرفت می کنه و پیشرفت های کوچکی هم که داره همیشه با حس بد و نارضایتی همراه هست چون باز عقیده داره که کاش بیشتر کامل میشد و بعد اقدام می کرد..

 

با همه این اوصاف به نظرتون این دو نفر می تونن باهم دیگه ازدواج بکنن؟

اصلا چرا ازدواج؛ اگر این دو نفر هم جنس باشن می تونن باهم دوستی کارآمدی داشته باشند؟

عمرا نمی تونن.

 

همه این ها رو گفتم که به اینجا برسم.

[alert type=”info”]ما افرادی که در کنار ما هستند رو خودمون و براساس این ویژگی ها انتخاب می کنیم و همیشه کسانی رو جذب می کنیم که شبیه ما باشند.[/alert]

 

اگر الان در هر جایگاهی قرار داریم به خاطر اطرافیانی هستیم که با آنها رابطه داریم و آنها به صورت عجیبی به ما شباهت دارند. 

 

اگر می خوایم زندگی مون تغییر بکنه در ابتدا باید خودمون رو تغییر بدیم تا در نهایت انسان های اطرافمون و روابطمون هم تغییر بکنه و بتونیم در کنار دیگرانی که شبیه ما هستند رشد کنیم و این رشد مستلزم مطالعات مناسب و اقدام های مناسبی هست که باید بهاشون رو بپردازیم تا بتونیم تغییر بکنیم و بیش از پیش از زندگیمون راضی باشیم. 

 

[alert type=”success”]با پر کردن فرم زیر و وارد کردن ایمیلت فایل صوتی ای برات ارسال می کنم که توش راهی رو معرفی می کنم تا بتونی با سرعت بیشتری مسیر توسعه فردی رو طی کنی. فقط کافیه فعال ترین ایمیلی که داری رو در فرم زیر وارد کنی تا همین الان این ویدیو برات ارسال بشه.[/alert]

پیشنهاد می کنم هروقت فرصت کردید دوباره و دوباره این هفت خوان رو بخونید چون مطمئن باشید هر دفعه که می خونیدش ایده های جدیدی به ذهنتون می رسه که با اقدام کردن اونها می تونید در مسیر توسعه فردی خیلی بیشتر پیش برید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *