چند روز پیش با مرتضی و حسین پسر عمه های عزیزم مستند “بیندیشید و ثروتمند شوید” رو می دیدیم. وقتی که فیلم تموم شد مرتضی به نکته خیلی خوب اشاره کرد.

.

گفت در این مستند بارها و بارها در مورد داشتن اشتیاق برای رسیدن به موفقیت صحبت شد، در صورتی که من وقتی می خواستم برای کنکور انتخاب رشته انجام دهم، یک نفر نبود که بگوید یکی از ملاک های اصلی انتخاب رشته، داشتن اشتیاق برای وارد شدن به رشته ی دانشگاهی  هست؛

.

دانشگاه رو حالا بیخیال، در دیگر بخش های زندگی هم کسی به ما نگفت که باید اشتیاق داشته باشی و نگفت اصلا چیزی به نام اشتیاق وجود دارد!

.

.

بعد از این گفتگو وقتی با خودم فکر کردم به یاد تعداد زیادی از مشاوره هایی که داشتم افتادم که وقتی به اکثریت مخاطبین می گفتم باید در مرحله اول در خود اشتیاق ایجاد کنی، سوال اصلیشان این بود که خب چطوری؟

.

متوجه شدم وقتی کسی حرفی از اشتیاق داشتن نزده است، پس مطمئنا در مورد اینکه چطور باید اشتیاق را درون خودمان بوجود بیاریم هم صحبتی نشده است.

.

پس تصمیم گرفتم در این مقاله به صورت خیلی جامع و مفید مراحلی را برای شما باز کنم که متوجه بشید چطور می شود اشتیاق درونی ایجاد کرد و در گذر زمان به اشتیاق سوزان دست پیدا کنیم.

.

این مطلب به نوعی نوشته شده است که شما در هر سطحی باشید می توانید از این مقاله استفاده کنید.

.

چه در ابتدای راه باشید که می خواهید این اشتیاق را پیدا کنید، چه در اواسط مسیر باشید و تصمیم دارید اشتیاق خود را  به اشتیاق سوزان تبدیل کنید.

.

اما نکته ای مهم …

.

اگر حاضر نیستی ۲۰ دقیقه متمرکز برای مطالعه این مقاله وقت بگذاری تا ادامه زندگیت فوق العاده پیش برود، همین الان صفحه را ببند. کاملا جدی می گویم چون می خواهم افرادی که بهبود کیفیت زندگیشان برایشان مهم هست از این مقاله نکاتی را یاد بگیرند.

.

.

اولین ابهام ایجاد اشتیاق در ابتدای راه – اشتیاق دقیقا چیست؟

.

زمانی که اولین بار با کلمه ی اشتیاق یا اشتیاق سوزان آشنا می شویم، اولین سوال هایی که در ذهن ایجاد می شود این است که :

خب یعنی چه؟ نشانه های داشتن این اشتیاق چیست؟

.

یکی از دوستان ورزشکار من که چند سال است بدنسازی کار می کند می گفت من در این چندسال هرروز به باشگاه رفته ام، اما یکی دو روز بود که به دلایلی نتوانستم سری به باشگاه بزنم.

.

آن روزها مثل افراد معتاد بودم؛ یعنی نمی توانستم یک جا بشینم، احساس می کردم یک چیزی کم است، اضطراب داشتم و حال خوبی نداشتم.

.

اشتیاق سوزان یعنی همین!

.

دوران کودکی تان را به یاد بیاورید. زمانی که هرروز با دوستانتان در کوچه جمع می شدید و باهم بازی می کردید. یادتان بیاید روزهایی که با آنها نبودید چه احساسی داشتید؟

.

چرا راه دور برویم. زمانی که از زمان ناهار می گذرد و چندین ساعت گرسنه در خانه مانده اید تا مادرتان بیاید و غذایی برای شما آماده کند چه احساسی داشتید؟

.

چقدر دوست داشتید که هرچه زودتر غذا بخورید؟

تابحال شده که در استخر درحال غرق شدن باشید و با تمام انرژی خود تلاش کنید که خود را نجات دهید و حتی شده ثانیه اکسیژن را وارد شش های خود کنید؟

.

اشتیاق سوزان چیزی است که شما بدون آن نتوانید روزتان را با حال خوب بگذرانید.وقتی که برای انجام کاری اشتیاق دارید هیچ چیزی نمی تواند جلودار شما باشد.

.

یادم می آید که ارشا اقدسی یکی از بدل کاران معروف ایرانی می گفت من در طول سال هایی که وارد حرفه بدل کاری شده ام بارها دست و پایم شکسته است، صورتم بارها آسیب دیده است، بارها از ارتفاعات افتاده ام، اما هنوزم دوست دارم که بدل کار باشم!

.

وقتی برای انجام کاری اشتیاق سوزان دارید اصلا مهم نیست که چه اتفاقی برای شما می افتد.

.

در کارگاه از کل به جز که برای آخرین بار در شهر مشهد برگزار شد گفتم که از استاد عباس منش، یکی از اساتید موفقیت ایران شنیدم که می گفتند زمانی که من وارد این کار یعنی سخنرانی در حیطه موفقیت شدم اشتیاق سوزانی داشتم، در حدی که به خودم می گفتم حتی اگر لازم باشد در این کار بمیرم هم این حرفه را ادامه می دهم؛

.

چه بهتر که در کاری که دوستش دارم جان بدهم!

.

تمام این مثال ها را زدم تا ببینید اشتیاق سوزان داشتن چه قدرتی دارد و چگونه می تواند از ما فردی بسیار موفق و رشدیافته بسازد.

.

شاید پیش خود بگویید خب، فهمیدم که چگونه می شود احساس اشتیاق را از دیگر احساسات تشخیص دهیم، اما سوال بعدی این است که من تا به حال همچین احساسی را تجربه نکردم و چنین تجربه ای در زندگی ام نداشتم که بگویم انجام این کار به من اشتیاق فراوانی می دهد؛

.

در این شرایط باید چه کنم؟

.

دومین ابهام ایجاد اشتیاق سوزان – اگر ندانم چه کنم؟

می توان گفت سخت ترین بخش کشف اشتیاق سوزان همین قسمت است.

یعنی جایی که هنوز اتفاقی در تجربیات زندگیمان وجود ندارد که بتوانیم آن اشتیاق سوزان را پیدا کنیم.

.

در این مرحله بهترین پیشنهادی که می شود داد این است که به دنبال اشتیاقک هایی بگردی تا با بررسی و امتحان کردن آنها متوجه شوی که کدامیک می تواند برای تو اشتیاق سوزان ایجاد کند.

.

مسئله اساسی ای که وجود دارد این است که افراد در چنین موقعیت هایی دست به دامان دیگران می شوند تا آنها راهنمایی شان کنند.

به سراغ افرادی می روند که در جایگاه خود موفق تر از دیگران هستند و در ابتدا هم از آشنایان شروع می کنند؛

.

پدر، مادر، خاله، عمه، دایی، عمو، پسرخاله، دوستان، دوستان دوستانشان و …، اما مسئله اینجاست که آنها هم در گذشته کسی را نداشتند که به آنها کمک کند و خودشان هم اکثرا با آزمون و خطا راه خود را پیدا کردند و حتی فکر می کنند که در مسیر درستی هستند!

.

چون افراد زیادی هستند که در ظاهر وضعیت بهتری از دیگران دارند ولی خودشان هم حالشان خوش نیست و به زور خانواده و اطرافیان به این مسیر هدایت شده اند.

.

.

مثلا دیدم کسانی که در شهرداری یا بانک مشغول به کار هستند و از دیدگاه دیگران شغل مناسبی دارند ولی زمانی که از خودشان سوال کنی می گویند خودشان دوست داشتند ورزشکار یا هنرمند بشوند ولی به دلیل اینکه در زمان آنها این کارها رسمیت نداشته است به اجبار دیگران وارد این حیطه شدند.

.

مسئله اینجاست که خیلی از این افراد واقعیت را به شما نمی گویند و به شما چیزی می گویند که شما دوست دارید بشنوید!

.

پیشنهاد من این است که اگر از افراد زیادی سوال کردید و هرکدام چیزی به شما گفتند به حرفشان گوش ندهید و به ندای درون خود توجه کنید.

.

اما اگر مشاور کاربلدی پیدا کردید بهتر است حتما از ایشان راهنمایی بخواهید (توجه داشته باشید پیدا کردن مشاور کار بلد هم به این راحتی ها نیست، دیدم که میگم!)

.

بعد از اینکه به نتیجه نهایی رسیدید شروع کنید به تست کردن مواردی که قطعی شده اند. مثلا فهمیدید به ۴ فعالیت مثل بازی در خط حمله فوتبال، محاسبات عددی و آماری، آهنگسازی، روانشناسی و شناخت انسان علاقه اندکی دارید.

.

شروع کنید به کسب اطلاعات درباره این رشته ها و فعالیت ها تا ببینید آیا واقعا این علاقه واقعی هست یا فقط توهمی هستند که بر اساس اطلاعات دیگران و براساس علایق اطرافیان، درون شما شکل گرفته است.

.

کم کم و با گذر زمان متوجه خواهید شد که چه کاری مناسب شماست. پیشنهاد می کنم برای درک بهتر پاراگراف بالا مقاله زیر رو بخونید:

چطور استعداد و علایقم را بشناسم

.

چطور می شود اشتیاقک ها را به اشتیاق و اشتیاق را به اشتیاق سوزان تبدیل کرد؟

وقتی به جایی رسیدید که به حدوداً متوجه شدید می خواهید در چه مسیری قدم بردارید، حالا زمان آن رسیده که اشتیاقک هایتان را به اشتیاق و بعد به اشتیاق سوزان تبدیل کنید.

.

چون این یک پروسه و روند تکاملی هست و باید قدم به قدم جلو بروید.

نمی توانید وقتی فهمیدید چیزی به نام اشتیاق که یکی از عوامل اصلی رشد هست وجود دارد با خود عهد کنید که تا سه روز آینده می خواهم این اشتیاق سوزان را درون خودم بیدار کنم.

.

باید برای آن زمان بگذارید و از مراحلی گذر کنید.

.

در ادامه این مقاله می خوام به ۴ مرحله ای اشاره کنم که اگر به خوبی در این مراحل بمانید و آنها را عملی کنید و بعد به مرحله بعد بروید، خیلی راحت تر می توانید به اشتیاق سوزان دست پیدا کنید. پس خیلی خوب ادامه مقاله را مطالعه کنید.

.

تضادها، بهترین موتورهای محرکه اشتیاق سوزان

اگر کتاب دلخوشی بدون تاریخ انقضاء را خوانده باشید می دانید که من در سال های ۸۹ تا ۹۳ حال روحی مناسبی نداشتم و تا مرز افسردگی هم پیش رفته بودم.

.

این اتفاق از دیدگاه بسیاری از انسان ها اتفاق خوبی نیست و باید به آن فرد کمک کنیم تا درمان شود و در آن حال روحی نکبت بار نماند!

.

اما بعد از گذر حدود ۵ سال از آن زمان متوجه می شوم که این اتفاق تضادی بوده است تا من بتوانم با استفاده از آن تجریبات وارد فضای تدریس و آموزش خودآگاهی و توسعه فردی شوم.

.

یا مثل آقای نیک وویچیچ که یکی از گران قیمت ترین سخنرانان جهان است ولی زمانی که به دنیا آمده است دست و پایی نداشته است!

.

.

در سال های ابتدایی زندگی اش حال خوبی نداشتند و حتی به فکر خودکشی هم افتاده اند اما با گذر زمان متوجه شدند که می توانند از این اتفاق به نفع خود استفاده کنند و اشتیاق سوزانی درون خود وجود بیاورند.

.

استفاده از این تضاد باعث شده است ایشان به یک سخنران میلیونر تبدیل شوند.

.

تضادها اتفاقاتی هستند که معمولا یکبار برای ما رخ می دهند و هدفشان این است که ما را رشد دهند.

.

اگر بتوانیم انرژی آسیب هایی که در این تضادها نهفته هستند را در دستان خود بگیریم می توانیم آن را تبدیل به سوختی پرقدرت برای فعال سازی اشتیاق سوزانمان کنیم.

.

البته قرار نیست که تضادها همیشه به این مقدار بزرگ باشند. اتفاقات کوچک تر هم می توانند در زندگی ما جزئی از تضادها به حساب بیایند.

.

اینجا تعدادی از تضادهایی که افراد زیادی با آن رو به رو شدند و از آنها برای رشد خود استفاده کرده اند را برایتان لیست می کنم:

.

  • ورشکستگی در کسب و کار
  • طلاق خانواده
  • ازدواج نافرجام
  • انتخاب اشتباه رشته دانشگاهی
  • بزرگ شدن در خانواده ای فقیر
  • تصادف نابهنگام
  • سوختن منزل و آپارتمان
  • بمب هیروشیما
  • مسخره شدن توسط اطرافیان به هر دلیلی
  • کم هوشی و کندذهنی در کودکی
  • فوت اقوام و نزدیکان
  • مورد تجاوز قرار گرفتن
  • خودکشی نافرجام
  • بیمار شدن همسر یا نزدیکان
  • تخریب زندگی بخاطر بلایای طبیعی
  • اخراج از دانشگاه یا محل کار
  • ناکامی در دوران تحصیل
  • زندگی در خانواده ای پر از دعوا و مشکل
  • خیانت دیدن در روابط
  • محدودیت جغرافیایی (کشور،شهر، روستا و…)
  • شکست عشقی
  • کودک کار بودن در کودکی
  • رفتن به سربازی

.

تمام این موارد تضادهایی هستند که اکثر افراد با آنها دست و پنجه نرم می کنند ولی اکثرا به جای اینکه از این تضادها نیروی محرکه ای برای اشتیاق سوزان خود بسازند، آنها را به دید مشکلی می بینند که حل شدنی نیست و باید تا آخر عمر با آنها زندگی کنند؛

.

چون طرز فکر مناسبی نسبت به وقایع اطراف خود ندارند.

.

دلیل اصلی اینکه تضادها انقدر قدرتمند هستند این است که زمانی که تضادی بوجود می آید، در کنار آن خواسته ای بسیار قدرتمند نیز شکل می گیرد.

.

انرژی این خواسته آنقدر زیاد است که بر هر ترس و اهمال کاری ای غلبه می کند.

.

زمانی که این خواسته ها بوجود بیایند انسان برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی دریغ نمی کند، حتی اگر خطری او را تهدید کند.

.

این تضادها و خواسته ها اولین مواد لازم برای رسیدن به چرایی و رسالت زندگی هستند.

.

مطمئنا شما هم در زندگی خود تضادهایی دارید یا داشتید که می توانید از آنها در جهت رشد و موفقیت خود استفاده کنید.

.

پیشنهاد می کنم همین الان دقایقی با خود خلوت کنید و فکر کنید ببینید کدام یک از تضادهای زندگی شما می توانند برای شما اشتیاق سوزان تولید کند.

.

دیدن نمونه ها، میانبری برای ساخت اشتیاق سوزان

اگر شما هم اکنون در این مرحله به سر می برید و مراحل قبلی را با موفقیت طی کرده اید به شما تبریک می گویم.

چون از سخت ترین مراحل گذشته اید.

.

اگر هم که هنوز درگیر پیدا کردن اشتیاقک هایتان هستید باز هم به شما تبریک می گویم که در این مسیر مانده اید و جا نزده اید. چون درصد زیادی از انسان ها در مراحل اولیه پا پس می کشند و ادامه نمی دهند.

.

یکی از اصلی ترین کارهایی که تا آخر عمرتان باید آن را انجام دهید این است که برای تقویت اشتیاق خود، نمونه های متناسب با خودتان را پیدا کنید و از دیدن و بررسی آنها انرژی بگیرید.

.

من زمانی که وارد فضای آموزشی شدم به اندازه الان باور به پیشرفت و موفقیت نداشتم ولی از وقتی که به استاد عزیزم، جناب محمدپیام بهرام پور آشنا شدم و فهمیدم که ایشان شش ماه از من کوچک تر هستند ولی پیشرفت فوق العاده ای در حیطه آموزش داشتند، اشتیاقم به کارم چند برابر شد.

.

چون دیدم فردی در سن و سال من توانسته است به این همه موفقیت و پیشرفت در حیطه آموزش دست پیدا کند.

.

.

شما به هر شاخه و فعالیتی که علاقه مند هستید و در آن اشتیاقک هایی را برای خود پیدا کردید، می توانید با دیدن نمونه هایی که در همان زمینه رشد کرده اند اشتیاقتان را چند برابر کنید.

.

هرچقدر بیشتر جستجو کنید و این افراد را که کم هم نیستند پیدا کنید، سریع تر به نتیجه خواهید رسید.

.

این روند را همیشه باید ادامه بدهید؛ چون هرچقدر شما رشد می کنید بازهم افراد دیگری هستند که از شما نتایج بهتری گرفته باشند و شما با دیدن آنها بتوانید اشتیاق خود را تقویت کنید.

.

پس تا آخر عمر به این کار ادامه دهید.

.

تصویرسازی، ترفندی عالی برای تقویت اشتیاق سوزان

شاید شما هم شنیده باشید که می گویند به چیزهایی که می خواهید فکر کنید و آنها را در ذهن تصویرسازی کنید، بعد از مدتی به آنها خواهید رسید. من نمی خواهم این مدلی برای شما توضیح دهم چون حتما از من می پرسید خب چگونه و با چه استنباطی این حرف را می زنی؟

.

به لطف نوروساینس این صحبت روز به روز بیشتر به واقعیت نزدیک می شود.

آزمایشات و تحقیقات زیادی انجام شده و با دستگاه EEG تایید شده است که وقتی تصویر اتفاقی یا فعالیتی را در ذهن می بینیم مغز ما دقیقا همان واکنشی را نشان می دهد که زمانی که واقعا آن اتفاق میفتد یا آن کار را انجام می دهیم نشان می دهد.

.

مثلا تحقیقی وجود دارد به نام تحقیق پیانو که توسط یکی از دکترهای دانشگاه هاروارد انجام شده است.

.

در این تحقیق دو گروه از افراد وجود داشتند که هیچکدام تا به حال پیانو نزده بودند.

.

به هردو گروه کمی نواختن پیانو یاد دادند و به گروه اول گفتند شما چند روز به مدت چند دقیقه این تمرین ها را انجام می دهید .

.

به گروه دیگر گفتند شما هیچ تمرین فیزیکی ای انجام نمی دهید و فقط در ذهن خود تمرین کردن را تصویرسازی می کنید.

.

بعد از چندروز وقتی سر اعضای هر دو گروه را به دستگاه EEG متصل کردند متوجه شدند دقیقا همان بخشی از مغز افرادی که تصویرسازی کرده بودند روشن می شود که مغز افرادی که تمرین فیزیکی انجام دادند روشن شده است.

.

زمانی که ما تصویر کاری را که دوست داریم انجام دهیم در سر خود پرورش می دهیم، مغز ما تفاوتی بین واقعیت و خیال قائل نمی شود و دقیقا به یک میزان واکنش نشان می دهد.

.

پس یکی از بهترین فعالیت هایی که می توانیم انجام دهیم این است که کاری را که برای ما اشتیاق فراوانی ایجاد می کند را در طول روز تصویرسازی کنیم.

.

به غیر از این تحقیق تحقیقات بسیار زیادی انجام شده است که این قضیه را تایید می کند.

.

.

پیدا کردن رسالت،تیر خلاص برای کشتن بهانه ها

بازهم به شما تبریک می گویم که تا به اینجای مقاله را خوانده اید؛

.

چون این یعنی اشتیاق زیادی برای یافتن اشتیاق سوزانتان دارید.

.

خوشبختانه این مرحله آخرین مرحله ای است که در این مسیر باید یکبار انجام شود، چون در ادامه راه کار اصلی شما تقویت مراحل قبلی است و کار جدید زیادی لازم نیست انجام دهید.

.

زمانی که به اینجای داستان می رسیم یعنی بهانه های زیادی را از سر راه خود برداشته ایم و شاید الان جزئی از ۵درصد برتر جامعه باشیم.

.

اما باز هم بعضی اوقات بهانه ها می توانند از اشتیاق ما قدرت بیشتری داشته باشند و ما را کمی متوقف کنند. 

.

ولی زمانی که این مرحله پایانی یعنی یافتن رسالت هم به پایان برسد دیگر کمتر بهانه ای این قدرت را دارد که سرعت حرکت ما را کم کند.

.

خوشبختانه من تا به حال در مقاله های زیادی درباره اهمیت و روش های یافتن رسالت صحبت کرده ام و در ادامه این مطلب می خواهم شما را به صفحات آن مقالات ارجاع دهم.

.

اما قبل از آن پیشنهاد می کنم حتما حتما سخنرانی ای که برای شما در این بخش قرار دادم را ببینید.

.

این سخنرانی یکی از پربازدیدترین سخنرانی های سایت TED هست که خود من هربار که آن را می بینم لذت می برم.

.

سخنرانی ای از سایمون سینِک که یکی از معروف ترین نویسنده هایی هست که درباره رسالت تحقیقاتی را انجام داده است. پیشنهاد می کنم همین الان این ویدیو را ببینید.

.

.

.مطمئنم شما هم از دیدن این ویدیو لذت بردید. حتما هر چند وقت یکبار این سخنرانی را ببینید تا نکات جدیدی از آن دریافت کنید.

.

زمانی که تمام این مراحل را انجام دهید بعد از گذشتن مدتی حتما اشتیاقی که باید در زندگیتان جاری شود را پیدا می کنید.

.

در کارگاه از کل به جزء که بزودی محصول ویدیویی آن روی سایت قرار می گیرد از دیدگاه متفاوت تری به مقوله رسالت نگاه شده است که کمتر کسی به آن اشاره کرده است.

.

اما با همه این تفاسیر افراد بسیار کمی در دنیا حاضر هستند وقتشان را برای پیدا کردن این موارد بگذارند.

.

چون فکر می کنند اینها که برای ما نون و آب نمی شود.

.

نمی دانند که افراد بسیار موفق جهان دقیقا همین کارها را انجام دادند که الان به این توانایی رسیدند که به جز نون و آب خودشان، کباب و دوغ کارمندان و زیردستانشان را نیز فراهم کنند.

.

فقط زمانی می توانید از کاری که انجام می دهید به شدت لذت ببرید و در آن اشتیاق سوزان داشته باشید که آن کار در مسیر رسالتتان باشد. با کشف رسالت زندگی می توانید متوجه شوید چه کاری می تواند برای شما لذت بخش باشد و شما را به خواسته هایتان برساند. برای اطلاعات بیشتر روی عکس زیر کلیک کنید.

جدیدترین نوشته های آموزه خوندن داره

۰ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید