یک اعتراف

من فقط یک بار زندگی می کنم و تو این یکبار می خوام اونجوری که خودم دوست دارم رفتار کنم.
این دفعه دیگه رسما اسم آوردم تا اگر می شناسیدشون به راحتی مقایسه کنید.

اگر مدرس هستی و تازه کارت رو شروع کردی حتما این ویدیو رو ببین
اگر هم مدرس نیستی بازهم این ویدیو رو تا انتها ببین چون قراره چارچوب های زیادی در ذهنت بشکنه و باعث بشه مسیر زندگی و کسب و کارت برای همیشه تغییر کنه

البته اگر آماده ی شنیدن این حرف ها باشی
و از همه مهم تر آماده ی عمل کردن به اونها

نظر تو چیه؟
به نظرت کار درستی انجام میدم؟

نظرت رو تو بخش کامنت ها برام بنویس

۶ پاسخ
  1. najme.hamzei2013
    najme.hamzei2013 گفته:

    دو هفته ای هست حال و هوای شما رو دارم ..زدم زیر بساط هر چیزی که هست ..طولانی میشه ولی خیلی دوست داشتم به اشتراک بذارم .

    من!
    یه دختر کارآفرین که نه ساله زندگیم رو از صفر ساختم ، برای اینکه به اطرافیانم کمک کنم ، تصمیم گرفتم پا بذارم تو مسیر آموزش آنلاین و کارگاه و سمینار و …
    و این ایده کی اومد سراغم ؟
    از مدل تدریس آقای عباسمنش..
    چون خودم طراح سایت بودم ، گفتم مرحله اول که ساده اس .میمونه چگونگی تهیه این آموزش ها و …
    رفتم سراغ آموزش و با آقای بقوسیان آشنا شدم .
    درگیر فلان مدل کار کردن و بازاریابی و …کاملا تخصصی و حرفه ای شدم.
    ناامید شدم از خودم.
    شاگرداشونم که ماشالله اینقدر حرفه ای ان که بیشتر ترسیدم .
    من کجا و اون پرستیژ ها و اون ..کجا !
    پولم که نداشتم برم فن بیان و ..بگذرونم .

    کلاااا بیخیال تدریس شدم .
    محض دل خودم که بالاخره یه روزی نوبت منم میشه ، با آقای شریفی آشنا شدم .
    اصلا زندگی و تفکراتم بهم ریخت.
    تصمیم گرفتم زندگی کنم ، فارغ از تدریس و ..سخت نگیرم ، فکر کردم قرار نیست همه مدرس بشن که .

    مدیر بودم ،رفتم دوره های مدیریت پیش یه مدرس خانمی که از اینستا باهاشون آشنا شده بودم و اصلا هویتی تو گوگل و سایت و اینترنت و سئو و …نداشتن ولی مشخص بود کاملا زنانه ، اصول مدیریت رو درک کرده ! نمیدونم چی شد که دلم رفت براشون و ریسک کردم .
    و پول واریز کردم و شدم شاگردشون …
    استادی که هیچ شناختی ازش نداشتم ، حرفه ای حرفه ای از کار در اومد .کسی که سالهای سال ، تو فضای رسمی ، بین المللی و سازمانهای بزرگ ، در سادگی و خفا تدریس کرده و مشاور هم بوده ولی اهل دک و پز و سایت و دوره آنلاین و آفلاین و ..نبود و ساده ترین استادی بود که میدیدم ولی حرفه ای تر از همه شون . و تااازه شریکی داشت که ایشون هم هر چی گوگل کردم ، سابقه ای ازشون ندیدم .
    طبق عادت رفتم تو سایت آقای بقوسیان ببینم میشناسنشون یا نه و دیدم بععله ، همون دوره ای که من گذروندم رو شرکت کردن و دیگه قلبم از کار آفتاد .
    اینقدر اخلاقشون و درسهاشون و پرستیز کلاس به دلم نشست که دوباره هوای تدریس زد به سرم .
    دوره شون اینننقدر منو به لایه های درونی برد که تدریس که هیچی ، فهمیدم در حد یه مشاور، علم دارم
    و دوباره رویام زنده شد
    اینبار به ترکیب آقای عباسمنش ، امیر شریفی ، بقوسیان ، بهرام پور ، و اون دو استاد بزرگوار ..
    دنبال برنامه های ادیت ساده ی ویدئو بودم ، شما رو یافتم ..
    انگار همه چیز معجزه بود .
    و تصمیم گرفتم جدی جدی ، برم دنبال رویام و واقعیش کنم .

    بیشتر از آنلاین کار کردن ، آفلاین رو دوست داشتم .
    شاید بخاطر اینکه مدل درسهایی ک میخوام ارائه بدم ، مفهومی و کاربردیه و شاید بخاطر اون حسی که میتونم از نزدیک لمسش کنم
    اما
    سراغ هر کسی که رفتم ، به هر کسی پیشنهاد دادم .یا مجوز ازم خواست ، یا دلیل و مدرک ، یا سابقه ی کار …
    خیلی درگیر مجوز و پیدا کردن موسسه و راه برگزاری کلاس بودم.
    خیلی درگیر اتیکت مدرس حرفه ای و ..بودم
    خیلی درگیر رزومه برای اثبات علم و دانشم بودم ..

    خیلی نه شنیدم .
    نه به بهانه ی اینکه شما بلد نیستی ها ، به بهانه ی اینکه این کارا ، کار نیست و من نمیتونم بخاطر مطالب شما رو بزنم به بقیه و اعتبارم رو خراب کنم .
    یا اینکه ما خودمون تو دستگاهمون مشاور داریم و ..
    فهمیدم چقدر مطالبی که میدونم و میفهم ، درکش برای شهرم و مردمش و ..سخته .
    خیلی احساس تنهایی کردم
    از اینکه نمیتونم مسیرم رو شروع کنم ، از اینکه نمیتونم به مردم شهرم که به این مسیر نیاز دارن ، کمک کنم ! احساس ناامیدی کردم ولی عقب نکشیدم

    تا اینکه روزی که رفتم دنبال مجوزم اتفاقی افتاد که خیلی بهم سخت گذشت .

    هنوز تو گیجی و منگی اون اتفاقی ام که برام حکمت سه سال تلاشم رو باز کرد .
    الان ارزشهام عوض شده .
    الان تدریس برام رویا نیست ، یه ارزشه .
    شکلش ، مدلش ، آدمهایی که میخواستم باهاشون کار کنم ، موسساتی که براشون رزومه فرستاده بودم ،
    همه چیز تغییر کرد ..

    حتی زمانش هم الان نمیدونم
    چون انگار باید زمانی بگذره تا من ارزشهام و الویت هام رو که قراره با تدریس ارائه بدم رو پیدا کنم .
    و حتی درگیر مجوز و شاگرد و ..شیوه تبلیغات و بازاریای و بریندیگ واتیکت حرفه ای و …نیستم.

    خدایی که منو هدایت کرده به همه ی دوره های نابی که گذروندم و اون اساتید ناب تر رو سر راهم قرار داده ،
    کسی رو هم که به من نیاز داشته باشه ، به من میرسونه !
    اگر قرار باشه ، درآمدی هم بهم برسه ، خودش فراهم میکنه
    حتی اگر قرار باشه آفلاین کار کنم ، به ذهن یکی میرسونه که مقدمات همکاری رو فراهم کنه و با سلام و صلوات دعوتم میکنه ..

    میخوام بگم ، این روزا فهمیدم ، همه ی انتخابات یک انسان رو ، ارزشهاش تعیین میکنه .
    ارزشی که برام عوض شده ، شاید بهم جسارت بده شهرم رو تغییر بدم
    حتی شرکتی که درونشم
    و شاید خیلی چیزها ، از امروز ، درونم تغییر کنه که هیچکس درکش نمیکنه .

    ..ببخشید که طولانی شد و خوشحال شدم از اعترافی که کردین و فرصتی که دادین منم اعتراف کنم .
    منم به همین سادگی ، خیلی جاها اعتراف کردم که بگم گاهی اگر کاری رو انجام نمیدم ، به این دلیل نیست که تواناییش رو ندارم و اگر انجام میدم و میگم ، به این دلیل نیست که این مسیر درسته ، به این دلیله که شاید یکی لابلای حرفای من، مسیر خودش رو پیدا کنه و امیدوارم کسی از لایلای حرفای امروزم ، فردا روزی بهم اعلام کنه که راهش رو فهمیده .

    موفق باشین .

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید