حتما می دانید که سرانه مطالعه کشورمان نسبت به سایر نقاط جهان بسیار پایین است .

همیشه به ما گفتند که کتاب بخوان ، کتاب یار مهربان است .

 مطالعه یعنی استفاده از سال ها تجارب دیگران .

.

ولی پیش نیامده که به ما بگویند چطور بخوان تا بهتر بتوانی از مطالب استفاده کنی و آن تجربیات را در زندگی خود بکار بگیری .

چون صرفا مطالعه کتاب نمی تواند زندگی مارا دگرون کند . اگر به درستی مطالعه نکنیم فقط مقداری اطلاعات را وارد مغز خود کردیم که نمی توانند کاربرد مستمر داشته باشند و در زندگیمان تاثیر زیادی بگذارند .

برای اینکه کتاب ها تاثیرات خود را بگذارند باید در ابتدا آنها را خوب بفهمیم و بعد به طور مستمر و عملی در زندگی خود پیاده سازی کنیم .

.

در اینجا نکاتی ساده ولی مهم و تاثیرگذار گفته می شود تا با رعایت آنها بتوانیم از یارهای مهربان خود برای پیشرفت کمک بگیریم و تازه متوجه قدرت آنها بشویم .

.

۱ . حضور در جای مناسب

.

اغلب افراد هنگام مطالعه روی تختخواب خود دراز می کشند و مشغول مطالعه می شوند . یا کلا در حالت خوابیده این کار را انجام می دهند .

ولی این کار نمی تواند نتیجه خوبی را به دنبال داشته باشد . زیرا مغز ما در حالت خوابیده و به خصوص روی تختخواب عملکردش پایین می آید و خود را برای خوابیدن آماده می کند .

.

زیاد برایتان پیش آمده که در این حالت خوابتان گرفته و کتاب را کنار گذاشتید . یا شایدم نه بیدار ماندید و به مطالعه ادامه دادید .

ولی مغز ما بخاطر دلیلی که بالا گفته شد تلاش نمی کند که مطالب را بخوبی نگهداری کند و در ظاهر شما کتاب را خوانده اید و از مطالب هم استفاده کردید ولی در آینده مغز شما نمی تواند اطلاعات را به خوبی بازیابی کند .

و ما اصلا کتاب را می خوانیم که بعدا از مطالبش استفاده کنیم پس با توجه به این قضیه عملا این اتفاق نمی افتد .

بنابراین بهتر است که در حالت نشسته مطالعه انجام شود .

.

یک مکان ثابت برای این کار در نظر بگیریم که پیشنهاد می شود روی میز مطالعه یا روی یک صندلی خاص باشد تا ذهن ما شرطی شود و مطالب را خیلی بهتر به حافظه خود بسپارد .

روی کتاب خم نشویم که هم به کمر هم به سر و گردنمان فشار بیاید .

زیرا اینطوری بازهم مغز ما توجهش را بیشتر روی آن فشارها می گذارد تا اینکه به مطالب و یادگیری آنها توجه کند .

.

۲ . بررسی کلی کتاب

.

مغز ما برای اینکه بهتر بتواند مطلبی را یاد بگیرد و آن را درک کند باید قبل از شروع یادگیری قلاب هایی از اطلاعات را برای خود بسازد  .

یعنی اینکه دیدی کلی درباره موضوع داشته باشد تا مطالب اصلی و جدید بتوانند به آن قلاب ها وصل شوند و دیرتر از یاد بروند و بهتر به خاطر سپرده شوند .

.

پس قبل از شروع مطالعه نیم نگاهی در حد سه تا پنج دقیقه به کتاب می اندازیم ؛

روی جلد و پشت آن را با دقت نگاه می کنیم ؛

به طرح روی جلد توجه می کنیم ؛

اگر خلاصه ای از کتاب پشت آن نوشته شده باشد آن را مطالعه می کنیم ؛

فهرست مطالب آن را می خوانیم ، به نام نویسنده و سال چاپ و ترجمه نیز توجه می کنیم ؛

و اگر شکل یا نمودار خاصی در کتاب وجود دارد یک نگاه سطحی با آن می کنیم .

.

تا در نهایت ذهن ما خود را برای یادگیری آماده کند . مانند بدنی که قبل از ورزش بهتر است نرمش کند و عضلات و ماهیچه های خود را گرم کند تا در طول تمرین اصلی آسیب نبیند .

.

۳ . تعیین زمان دقیق و حذف عوامل حواس پرتی

.

قبل از شروع مطالعه باید زمان دقیقی برای خود تعیین بکنیم . مثلا می گوییم من می خواهم سی دقیقه مطالعه کنم . تا مغز ما متوجه شود که باید تمام تمرکز خود را برروی این موضوع بگذارد و در این سی دقیقه تمام عوامل حواس پرتی را از خود دور می کنیم .

به دیگران می گوییم که مزاحم ما نشوند ( می توانیم در اتاق را قفل کنیم ) ؛

گوشی موبایل را سایلنت کرده و در فاصله ای حداقل دو متری از خود قرار می دهیم و حتی گوشی را برمی گردانیم تا اگر صفحه آن روشن شد متوجه نشویم ؛

اگر تشنه یا گشنه هستیم یا نیاز به سرویس بهداشتی داریم تمام این مسائل را رفع و مدیریت می کنیم ؛

.

۴ . خط بری کردن با خودکار یا انگشت

.

یکی از نکاتی که مطالعه را کمی خسته کننده می کند این است که چشم ما تنبل است و نمی تواند به خوبی روی خطوط تمرکز کند .

برای همین یا هنگام مطالعه برمی گردیم و قسمتی را دوباره می خوانیم یا زمانی که می خواهیم از مثلا خط سوم به خط چهارم برویم به اشتباه دوباره به سر خط سوم می آییم .

.

همین اتفاق ها باعث می شود هم زمان بیشتری صرف مطالعه شود هم اینکه از مطالعه خسته شویم و از ادامه خواندن صرف نظر کنیم .

زمانی که ما به کمک انگشت یا یک خودکار یا هرچیز دیگری خط بری می کنیم هم سرعت خواندنمان افزایش پیدا می کند هم تمرکز ما بیشتر می شود و دیرتر خسته می شویم و مطالب را هم بهتر یاد می گیریم .

.

پس حتما اینکار را بکنید و ترجیحا با صدای بلند هم کتاب نخوانیم یا حتی زمزمه نکنیم . چون این کار هم باعث می شود زمان بیشتری از ما گرفته شود .

.

۵ . ایجاد ارتباط با متن کتاب ( عکس العمل نشان دادن به مطالب )

.

هنگام مطالعه کتاب فکر کنید که در حال گوش دادن به سخنرانی یا صحبت های یک دوست هستید .

برای این کار مداد یا خودکاری داشته باشیم تا به جملات عکس العمل نشان دهیم . مثلا اگر جمله ای ما را به وجد آورد کنارش می نویسیم “چه جالب ، نمی دانستم” یا “چقدر عالی و شگفت انگیز” .

.

اگر با آن متن مخالف بودیم در کنارش می نویسیم ” من فعلا با این نظر مخالفم ” یا نظر موافق خود را کنارش می نویسیم . و کلا سعی می کنیم به غیر از اینکه مطالبی را وارد ذهنمان می کنیم ، حرف هایی را هم از ذهن خود خارج کنیم .

یا می توانیم نقطه نظرات خود را در حاشیه صفحه بنویسیم .

.

این کار باعث می شود ذهن ما ( حافظه حسی ) جای بیشتری برای مطالب جدید داشته باشد تا راحت تر بتواند آن اطلاعات جدید را به حافظه کوتاه مدت انتقال دهد .

.

۶ . استفاده کاربردی از مطالب

.

در این مرحله سعی می کنیم هر خط و پاراگرافی را که می خوانیم از آن نکته ای استخراج کنیم که بتوانیم از آن در زندگی خود استفاده کنیم .

.

مثلا نویسنده در بخشی از کتاب سخنی از پدر بزرگ خود می گوید . ما می توانیم به خود بگوییم “ من هم می توانم از پدربزرگم یاد بگیرم ” . یا در قسمتی از نحوه حل مشکلی در زندگی خود می گوید . ما می توانیم از روشی که برای حل مسئله خود استفاده کرده الگوبرداری کنیم و آن نکته را در زندگی خود به کار بگیریم.

اگر بتوانیم همین یک نکته را به خوبی عملی کنیم به مراتب بهتر از قبل می توانیم از کتاب ها استفاده عملی ببریم و زندگی خود را تغییر دهیم .

.

۷ . خلاصه برداری از هر فصل

در این مرحله روی کاغذی خلاصه ای از فصلی که خواندیم بنویسیم یا نکات مهمی را که برایمان جالب و مفید بود یادداشت کنیم و این کاغذ را در انتهای فصل نگهداریم یا آن را در کنارش بچسبانیم .

.

این کار هم باعث می شود مطالب را به واسطه تجزیه تحلیل بهتر یاد بگیریم ، هم اگر زمان دیگری خواستیم دوباره کتاب را مطالعه کنیم فقط کافی است این خلاصه مطالب را بخوانیم تا دیدی کلی از مطالب فصل و کتاب داشته باشیم و در زمان هم صرفه جویی کنیم .

با رعایت این  نکات مطمئن باشیم خیلی بهتر می توانیم از مطالب کتاب به صورت عملی نتیجه بگیریم . شاید در همان لحظه متوجه این تغیرات نشویم ولی زمانی که به آن اطلاعات نیاز داریم خیلی سریع تر می توانیم مطالب را بازیابی کنیم و از آنها به صورت عملی در مسیر موفقیتمان استفاده کنیم .

جدیدترین نوشته های آموزه خوندن داره

۴ پاسخ
  1. امیرحسین
    امیرحسین گفته:

    من یکی دوسالی هست به کتاب خوندن علاقه پیدا کردم،البته نه کتاب خیلی پیچیده،شاید چیزایی که میخونم یکم ابتدایی باشه ولی خب دوست دارم و تاثیر خیلی خوبی هم گذاشته روی زندگیم…منتهی مشکلم اینه که خیلی تنبل هستم توی مطالعه کردن…این روش هارو امتحان میکنم،و همین مقاله باعث شد برم الان تو گوگل سرچ بکنم ببینم چیز دیگه ای پیدا میکنم مرتبط با این موضوع یا نه
    ممنون

    • دانیال نظامی
      دانیال نظامی گفته:

      خیلی خوبه که اهل مطالعه هستید
      پیچیدگی و سادگی کتاب آنچنان مهم نیست
      مهم این هست که هر نکته ی کاربردی و درستی که تو کتاب ها میبینی تو زندگی شخصی به صورت عملی پیاده سازی کنی
      اونجاست که کتاب خوندن میتونه مفید باشه

      • امیرحسین
        امیرحسین گفته:

        دقیقا…کتاب “تا آهنگ درونت هست وقت مردن نیست” از سرنا دایر جزو اولین کتاب هایی بود که بعد از علاقه مند شدنم خوندم،با اینکه زیاد معروف هم نبود کتابش ولی تاثیر خیلی قشنگی روی زندگیم گذاشت

        دیشب بعد از کامنتم رفتم سرچ کردم تو نت به یه کتابی خوردم به اسم چگونه کتاب بخوانیم از مارتیمر جی. آدلر و چارلز لینکلن ون دورن که توش انواع و اقسام کتاب هارو توضیح داده چجوری بخونید،گفتم اینجا بگم شاید کسی خواست کتابو بخونه و جالب باشه براش

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید