ترمزهای زندگی ات را می شناسی؟

این سناریو را تصور کنید.

در مسابقهٔ رالی به‌عنوان راننده شرکت کرده‌اید و منتظر تیر داور هستید تا مسابقه را آغاز کنید و با سرعت هرچه‌تمام‌تر به خط پایان برسید. بعد از چند دقیقه داور تیری را رها می‌کند و شما شروع به گاز دادن می‌کنید.

زمانی که ماشین شما حرکت می‌کند می‌بینید نسبت به گازی که می‌دهید مسافت را طی نمی‌کنید؛ یعنی در حد ۱۵۰ کیلومتر در ساعت گاز می دهید ولی بعد از گذشت یک دقیقه هنوز ۵۰۰ متر را هم پشت سر نگذرانده‌اید. به قضیه مشکوک می‌شوید و به دنبال دلیل این اتفاق می‌گردید و متوجه می‌شوید که ترمزدستی را نخوابانده‌اید.

[alert type=”warning”]باورهای غلط و محدودکننده ما نیز دقیقاً همین‌گونه هستند. آن‌ها مانند ترمزهایی هستند که ما هرچقدر گاز بدهیم و روزانه برای رسیدن به اهداف تلاش کنیم تغییر آن‌چنانی نخواهیم کرد و فقط چند صد متر از مسیر موفقیت را می‌گذرانیم.[/alert]

فرصت سوزی

به همین دلیل انسان‌های زیادی در دنیا وجود دارند که ساعت‌های زیادی را در طول روز کار می‌کنند، بدون اینکه حق کسی را بخورند فعالیت می‌کنند تا شکم خودشان و خانواده خود را سیر کنند ولی هنوز هم اوضاع با وضعیت چند سال پیششان تفاوت خاصی ندارد. زمانی هم که با خود حساب‌وکتاب می‌کنند می‌بینند تا به الآن خیلی سالم زندگی کردند پس چرا نتیجه‌ای که می‌خواستند را نگرفته‌اند؟

پس حتماً دست‌های پشت پرده‌ای وجود دارد که نمی‌گذارند ما پیشرفت کنیم یا حتماً نعمت‌ها و فراوانی‌ها در جهان محدود هستند و تنها عده‌ای می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

به همین دلیل روزبه‌روز باورهای محدودکننده آن‌ها قوت می‌گیرد و به‌صورت ناخودآگاه نمی‌گذارد از فرصت‌ها استفاده کنند.

بررسی موردی

کسی که از درون باور دارد در این شهر یا کشور نمی‌توان پیشرفت کرد، زمانی که شغلی به او پیشنهاد می‌شود که می‌تواند با فعالیت در آن حرفه به درآمد خوبی برسد آن کار را قبول نمی‌کند یا اگر هم قبول کند آن‌طور که باید در آن شغل فعالیت نمی‌کند چون باور دارد که اینجا نمی‌شود.

یا خانمی که باور دارد همه مردها مثل هم هستند، همه آن‌ها خیانت‌کار هستند، اگر با مردی آشنا شود که می‌تواند شریک خوبی برای زندگی‌اش باشد، در او رفتارهایی را می‌بیند که به خیانت شبیه هستند یا حتی رفتارهای عادی او را نیز با دیدگاه خیانت‌آمیز تحلیل می‌کند و باعث می‌شود به قول قدیمی‌ها از کاه کوه بسازد.

[alert type=”info”]ما در تمام جنبه‌های زندگی خود باورهای غلطی را داریم که باعث می‌شوند آن‌طور که باید پیشرفت نکنیم حتی اگر بیش از ۱۴ ساعت در روز کار کنیم یا برای بهبود سلامتی و روابط خود تلاش کنیم.[/alert]

 

عادت

زمانی که باورهای ما در ذهن ما ریشه کنند، به‌صورت ناخودآگاه و بدون اینکه ذره‌ای از دلیل کارمان خبر داشته باشیم، بر اساس عادت‌هایمان زندگی می‌کنیم. زمانی که به کاری عادت می‌کنیم مغز ما کمترین انرژی را صرف انجام دادن آن کار می‌کند به همین دلیل کارهایی که برایمان عادت شده‌اند خوش‌آیندترند و لازم نیست برایش انرژی زیادی مصرف کنیم.

مثلاً کسی که به باشگاه بدن‌سازی می‌رود، در ابتدا خیلی برایش سخت است که حرکات را به‌درستی انجام دهد. زمانی که می‌خواهد ۱۲ حرکت را انجام دهد به حرکت ۱۰ ام که می‌رسد جا می‌زند؛ اما اگر همین فرد به تمرین‌های خود ادامه دهد، بعد از چند ماه انجام حرکات سنگین برایش به یک عادت تبدیل می‌شود و حتی می‌تواند بیش از ۱۲ حرکت را انجام دهد.

هم موفقیت و هم شکست تا حد زیادی نتیجهٔ عادت هستند. – ناپلئون هیل

نمونه‌ها

  • در زندگی به هرجایی که رسیده‌ایم به دلیل عادت‌هایی است که در شخصیت ما ساخته‌شده است.
  • اگر ثروتمندیم، عادت‌هایی داریم که باعث می‌شود روزبه‌روز بیشتر پول بسازیم.
  • اگر روابط خوبی نداریم عادت‌های رفتاری داریم که نمی‌گذارند روابط خوبی داشته باشیم.
  • اگر زیاد بیمار می‌شویم، عادت‌هایی داریم که ما را به سمت بیماری می‌کشاند.
  • عادت رایجی که در ایران به‌خصوص دیده می‌شود کتاب نخواندن است! بله کتاب نخواندن هم برای ما عادت شده است و برای اینکه بتوانیم کتاب‌خوان شویم هم باید آن را به یک عادت تبدیل کنیم.

من زمانی که توانستم به کتاب خواندن عادت کنم و کاری کنم که هنگام مطالعه خسته نشوم، توانستم خودم را بهتر بشناسم.

 

مکانیزم فرار از عادت جدید

زمانی که در مدارس برای دانش آموزان کارگاه‌های مهارت‌های مطالعه و یادگیری برگزار می‌کنم، وقتی می‌خواهم در مورد تمرکز در مطالعه صحبت کنم همه دانش آموزان می‌گویند این مورد از مهم‌ترین مشکلاتشان در درس خواندن است.

این ‌یکی از مکانیزم های مغز است که وقتی به کاری عادت ندارد و برای انجام آن کار انرژی زیادی مصرف می‌کند، سعی می‌کند با توجه به اطراف یا ساختن افکار غیر مرتبط حواسمان را از درس خواندن پرت کند و به قولی نتوانیم برای مطالعه تمرکز داشته باشیم.

اگر تکنیک‌ها و روش‌های صحیح مطالعه را یاد بگیریم و آن‌ها را به عادت تبدیل کنیم دیگر کتاب خواندن برایمان عذاب‌آور نخواهد بود و می‌توانیم از کتاب‌های مفیدی که می‌خوانیم در زندگی‌مان استفاده کنیم.

(بخشی از کتاب جدیدم به نام پاش وایسا که بزودی منتشر و چاپ می شود)

 

قضیه باورها وترمزهایی که در آن وجود دارد آنقدر مسئله مهمی است و مشکل تمامی افراد جهان از این باورهای محدود کننده سرچشمه می گیرد که کارگاهی با نام مسیر باورها را طراحی کرده ام که شنبه ۲۸ مهرماه برگزار می شود.

اگر این مقاله را دوست داشتی حتما این کارگاه نیز شدیدا می تواند به تو کمک کند:

توضیحات بیشتر این کارگاه

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید