توسعه فردی: خوان ششم توسعه فردی(عملگرایی)

پدر و مادر من هر دو روانشناس هستند و در کارشون هم خبره و با سابقه هستند.

اسفندماه سال ۹۶ بود که این ایده به سرم زد که یک وبسایت راه اندازی کنم تا هم خودم اطلاعاتی که دارم رو روی این سایت بذارم، هم پدر و مادرم محصولات آموزشی برای مخاطبینشون تهیه کنند و برای فروش روی سایت بذارند. پس من قلم و کاغذی برداشتم تا برای ایده هایی که میشه در این سایت پیاده سازی کرد بارش فکری کنم و به یه سری ایده خوب برسم که در تصویر زیر کاغذی که این ایده ها رو روش نوشتم می تونید ببینید.

 

وقتی که درحال نوشتن این ایده ها بودم، فکری به سرم زد که باعث شد دیگه ننویسم و چند ثانیه به این ایده فکر کنم. ایده این بود:

چرا فقط محصولات خودت و پدر و مادرت؟ چرا بقیه هم نتونن محصولاتی رو روی این سایت عرضه کنن و شما ازشون درصد بگیرید؟

این ایده باعث شد از جام بپرم و با خانواده این ایده رو درمیون بذارم. وقتی بهشون گفتم اونا هم از ایده ام خوششون اومد و تصمیم گرفتم که ایده مو عملی کنم و وبسایتی راه اندازی کنم که مدرسین و متخصصین دیگه هم بتونن از این بستر استفاده کنن.

 

اولین قدم این بود که اسمی براش پیدا کنم. یکی دو روز درگیر پیدا کردن اسمش بودم تا اینکه پدرم اسم آموزه رو پیشنهاد داد. همین جا بود که آموزه متولد شد!

تا اونروز فکر می کردم که چه ایده ناب و کمیابی رو پیدا کردم ولی یکی دو روز بعد متوجه شدم نسخه های ایرانی و خارجی این مدل سایت وجود داره مثل سایت یودمی

وقتی فهمیدم که این ایده قبلا پیاده سازی شده انگیزه مو از دست ندادم چون می دونستم میشه که چندین برند با یک ایده کار کنن و همه شون موفق بشن. مثل اسنپ و تپ سی و …

همون شبی که اسم سایت رو انتخاب کردیم خیلی سریع دامنه رو خریداری کردم و البته چون اسم amooze گرفته شده بود، نام aamooze رو گرفتم. در عکس زیر می بینید که در چه تاریخی این دامنه ثبت شده.

حتما برات سوال پیش اومده که پس چرا الان توی آموزه داری کار دیگه ای انجام میدی! بزودی در یک پست دیگه بهت می گم داستان به کجا رسید!

اصلا چرا این قضیه رو برای شما تعریف کردم؟

چون می خوام الان باهم بشینیم تحلیلش کنیم و ببینیم چه اتفاقات اساسی ای در این بخش از زندگی من افتاده …

به طور کلاصه چند مرحله اصلی در این داستان می بینیم؟ بذارید بشماریم

۱ – ایده راه اندازی سایت برای محصولات پدر و مادر و خودم

۲ – اقدام برای نوشتن ایده های سایت

۳ – ایده سایت برای ارائه محصولات آموزشی برای همه

۴ – اقدام برای راه اندازی سایت و گرفتن دامنه

 

می بینید که اینجا دو مرحله بیشتر نداریم . ۱- اومدن ایده  ۲-انجام اقدام عملی

وقتی که ایده ای به ذهنمون می رسه باید بهش عمل کنیم تا دوباره ایده های جدید پیدا بشن. همونطور که در ویدئوی به ندای پر سر و صدای درونت گوش بده گفتم، وقتی به ایده هی میاد باید عملی بشه. و اون زمان اون ایده هی پیداش می شد تا بالاخره من بهش عمل کردم و موقع بارش فکری یعنی اقدام کردن، ایده بعدی سر و کلش پیدا شد!

 

ولی مهم ترین نکته چیه اینجا؟

[alert type=”success”]اینکه براش اقدامی انجام بدی. عملگرا باشی و خیلی سریع در مسیرش شروع به حرکت کنی[/alert]

این همه به قولی صغری کبری چیدم که به اینجا برسم. اگر می خوام نتیجه ها پشت سر هم پیداشون بشه باااید عملگرا باشی.

همه ۵ خوان قبلی که در مورد توسعه فردی که در موردش صحبت کردیم اگر عملگرا نباشی که ذره ای ارزش نداره. اصلا توسعه فردی از اسمش معلومه. کلمه توسعه زمانی معنا پیدا می کنه که اقدام کنی؛ حرکت کنی تا بتونی ظرفت بزرگتر بشه و توسعه پیدا کنی. همیشه وقتی ازم می پرسن که چی شد که تا به اینجا رسیدی و سرعت رشدت خوب بوده، تنها جواب من اینه:

 

من به ایده هایی که به ذهنم رسیده عمل کردم و اقدام کردم.

جدا مهم ترین و اصلی ترین کاری که کردم همین بوده. چون فقط در حرکت کردن و اقدام کردنه که آدم رشد می کنه و مسیرهای جدید رو کشف می کنه. خودشناسی از همین اقدام ها نشأت می گیره. عمرا نمی تونید یک انسان موفق و فرهیخته رو در تاریخ پیدا کنید که عملگرا نبوده باشه. اهمیتی که این بخش از مقالات توسعه فردی داره، هیچکدوم از بقیه مقالات ندارن. تا جایی که می تونید عملگرا باشید و کامل گرا نباشید.

یکی از کشنده ترین صفت هایی که می تونیم توی زندگیامون داشته باشیم کامل گرایی هست.

هروقت ایده ای به سرتون زد در کمتر از ۵ثانیه باید یک اقدام عملی براش بکنید وگرنه مغز شما تلاش می کنه که کاری کنه تا شما اون کار رو انجام ندید.

پس بجنبید، همین الان یک اقدام برای ایده ای که موقع خوندن این مقاله به ذهنتون رسید رو عملی کنید

۵

۴

۳

۲

۱

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید