چرا برنامه‌ریزی های ما هیچوقت عملی نمی شود؟

 

یادمه چندسال پیش که دانشجوی دانشگاه شیراز و البته دانشکده مجازی بودم، یه روز برای اینکه بازدهیم بیشتر بشه و به کارهای بیشتری برسم نشستم برای خودم برنامه ریزی کردم که روزها چه ساعت هایی چه کارهایی بکنم.

اما مثل اکثر آدما نتونستم به اون برنامه عمل کنم و باعث شد کمی عزت نفس خودم رو پایین بیارم؛ چون به خودم می گفتم ببین نتونستی یه برنامه رو درست پیش ببری، انتظار داری کارای بزرگ تر بکنی؟ تو همینم موندی! الان که با خودم فکر می کنم می بینم چقدر من بی اطلاعات بودم و کاملا طبیعی بود که اون برنامه جواب نده. چون به این شکل بود:

  • ساعت ۱۰ بیدار میشم.
  • ساعت ۱۱ درس می خونم تا ۱
  • ساعت ۱ تا ۲:۳۰ ناهار و کمی مطالعه
  • ساعت ۳ میرم باشگاه تا ساعت ۴
  • ساعت ۴:۳۰ تا ۶ سریال می بینم
  • و …

این مدل برنامه ریزی هست که خیلیا دارن و کااااملا غلط هست و کاملا عادیه که نشه ازش نتیجه گرفت.

این تازه اولین و واضح ترین مشکل بود که خیلی زود متوجهش شدم. مسئله اینه که کلی چاله چوله فکری وجود داره که اگر درست حسابی هم برنامه ریزی کنیم نتیجه بدرد بخوری ازش نمی گیریم.

اصلی ترین چاله چوله هایی که برای برنامه ریزی و هدفگذاری هامون داریم در طرز فکر و باورهای ماست. یعنی یه سری نقاط تیره در ذهن ما وجود داره که وقتی نتونیم شناساییشون کنیم و اون ها رو اصلاح بکنیم همون آش رو تو همون کاسه باید بخوریم (حال کردید ضرب المثل رو :D)

 

بیاید باهم دیگه چندتا از این طرز فکرها و زیرساخت های اشتباهی که داریم رو بررسی کنیم که معمولا هم خبر نداریم با همچین مسائلی درگیر هستیم.

 

فکر می کنیم برنامه ریزی باید دقیق و ریزبینانه باشه

همونطور که اول مقاله گفتم اصلا لازم نیست انقدر دقیق و آنتایم برنامه ریزی کنیم. همین که بنویسیم تا بعد از ظهر باید این کار انجام بشه خوبه و کار خودش رو در حد و اندازه خودش انجام میده. البته که اولویت بندی کردن لازمه برنامه ریزی هست ولی به خاطر این دقیق بودن، استرسی که به خودمون میاریم خیلی مضرتر از نتیجه دهی و سود کردن از برنامه ریزی کردن هست.

 

 

و نکته دوم اینکه وقتی انقدر دقیق می نویسیم و تمام ریزه کاری ها رو ردیف می کنیم، با لیستی بلند بالا مواجه میشیم که انجام دادنش کار حضرت فیله! و با دیدن این لیست مغز رو به وحشت می اندازیم و در نتیجه مغز ما مکانیزم های دفاعی خودش رو فعال می کنه و به صورت ناخودآگاه نمی گذاره ما کارمون رو انجام بدیم. ولی وقتی تعداد وظایف کمتر باشه و انقدر زمان بندی شده نباشه خیلی راحت تر مغز ما اجازه میده که به کارهامون برسیم.

 

باید چندین کار بزرگ رو در روز کنار هم گذاشت

چون تا امروز اهل برنامه ریزی کردن نبودیم و تازه فهمیدیم برنامه ریزی می تونه رشد ما رو سریع تر بکنه، تصمیم می گیریم از شنبه برنامه ریزی کنیم و تمام کارهایی که به عمرمون نکردیم رو باهم و در یک روز انجام بدیم.

می خواستیم

گیتار یاد بگیریم،

صبح زود بیدار بشیم،

روزی سه بار مسواک بزنیم،

فتوشاپ تمرین کنیم،

روی روابطمون با همسر و خانواده و دوستان کار کنیم،

روزی ۱۰۰ صفحه کتاب بخونیم،

تکنیک های پولدار شدن رو پیاده کنیم،

طوطیمون رو تربیت کنیم تا فحش های ۲۰۱۹ بده و کلی کار که می خواستیم در سال های اخیر انجام بدیم!

 

 

هر کدوم از این کارها خودش ماه ها زمان می بره و باید به قطعات ریزتری تقسیم بشه و بعد انجام بشه. بعد از ۲ روز هم که دیدیم نتونستیم به کارهامون برسیم کم کم انگیزه مون می خوابه و یادمون میره اصلا برنامه ریزی ای داشتیم.

 

انگیزه گیری و افزایش انرژی رو جز برنامه ریزی قرار نمیدیم

 

انگیزه مثل الکل می مونه، اگر درش رو باز بذاری خیلی زود می پره.

یکی از اشتباهات دیگه ما اینه که وقتی یه روز جو می گیرتمون و به فکر برنامه ریزی میفتیم، نمی دونیم که در برنامه ریزی هامون حتما باید یه سری کارها رو انجام بدیم که انگیزه و انرژیمون رو بالا ببره.

احتمالا براتون پیش اومده که به یک سمینار یا کارگاه رفتید و بعد از اون روز به خودتون قول دادید بهترین جهان بشید و یک برنامه ریزی عالی هم برای خودتون پیاده کردید، ولی چند روز بعد دوباره از همون کاسه قبلی آش خوردید!

هرکسی به اندازه خودش و با ظرفیت خودش باید فعالیت هایی رو در هفته یا در ماه برای خودش تنظیم کنه تا شور و اشتیاق رو بهش برگردونه.

 

یکی ۳ روز یه بار انرژیش می افته و باید دوباره شارژ بشه، یکی نه، ماهی ۲ بار براش کافیه. مثلا اگر دوست دارید با آدم های هم فاز خودتون ارتباط داشته باشید می تونید سمینارها و کارگاه های رایگان و غیررایگان رو شرکت کنید یا برنامه بچینید چند وقت یه بار سینما برید یا کتاب هایی که بهتون حال میدن رو مطالعه کنید. هرکسی متناسب با خودش می تونه تصمیم بگیره که چه کاری برای اون مناسب تره.

 

فکر می کنیم باید کامل باشیم تا نتیجه بگیریم

مقوله کامل گرایی در مردم ایران به خصوص بسیار رایج هست. یعنی ۸۰ میلیو نفر دورهم جمع شدیم و فکر می کنیم باید همه چیز کامل باشه بعد شروع کنیم یا هرروز برنامه مون رو چک کنیم و سراسیمه اون رو تغییر بدیم و روی هر موردش ساعت ها فکر کنیم (که این دقیقا برعکس هدف برنامه ریزی یعنی اقدام کردن هست).

 

در هر وضعیتی که هستی همون چیزهایی که به ذهنت رسیده رو عملی بکن و در طول مسیرت به فکر اصلاح کردنش باش و مهم ترین کاری که باید بکنی اینه که برنامه ریزی هات رو به دوستانت نشون ندی! چون هرکسی نظر شخصی خودش رو میده و تو گیج تر از قبلت میشی و اقدام کردنت هی به تعویق می افته.

[alert type=”warning”]همین طرز فکر باعث میشه به صورت ناخودآگاه یا حتی خودآگاه دست از کار بکشی و عمرا به برنامه هات پایبند باشی و زمانی که پایبند نباشی نتیجه ای هم عایدت نمیشه و شما می مونی و حوضت…[/alert]

کامل گرایی آفتی هست که به راحتی هزینه و وقت و انرژی ما رو هدر میده. واسه تغییر این عادت بد حتما اقدام بکنیم.

 

فقط داشتن برنامه ریزی مناسب کافی است

یه مسئله خیلی خیلی مهم که وجود داره اینه که آدم ها فکر می کنن با یادگیری چندتا تکنیک و روش می تونن خیلی رشد بکنن و اونایی که موفقیت های بزرگ داشتند از تکنیک های خاص و پنهانی ای استفاده کردند و به اینجا رسیدند.

 

در صورتی که لازمه اصلی پیشرفت و رشد، توسعه فردی هر کسی هست. یعنی یه سری زیرساخت اصلی وجود داره که اگر اونها ساخته بشن و روشون کار بشن تاثیر بسیار بیشتری خواهد داشت و اگر فقط برنامه ریز کاربلدی باشیم، اگر روی جوانب توسعه فردی خودمون کار نکنیم، اتفاق خاصی میفته.

[alert type=”info”]دقیقا مثل کسانی که فکر می کنن اگر فقط پول داشته باشن می تونن کسب و کاری راه بندازن و ازش سود زیادی بگیرن.[/alert]

 

اما اینطور نیست! اگر بلد نباشی با اون پول چطور رفتار کنی و چطور خرجش کنی، در مدت بسیار اندک سرمایه خودت رو به باد میدی و احتمال اینکه ضررهای جبران نشدنی به خودت و اطرافیانت بزنی زیاد هست. پس در حین اینکه داری برنامه ریزی کردن رو یاد می گیری روی توسعه فردی و شخصیت خودت هم کار کن تا بهترین نتیجه رو از زمانی که داری می ذاری بگیری.

 

فکر می کنیم روند برنامه ریزی ما باید بدون ایراد جلو بره

اولین روزی که دوچرخه سواری کردی رو یادت بیاد. از همون بار اول تونستی بدون مکث و افتادن حرکت کنی؟

نه!

پس چطور توقع داری در دفعات اول برنامه ریزی و عملی کردنش همه چیش عالی پیش بره. وقتی هم که با مسئله ای رو به رو میشی فکر می کنی تو اهل این کارا نیستی یا خنگی، کلا می کشی کنار و ادامه نمیدی. در صورتی که طبیعی هست که از این اتفاقا بیفته.

 

مسیر برنامه ریزی و رسیدن به هدف مثل عکس پایین می مونه.

 

نه به خاطر اینکه باید این اتفاق بیفته ها، نه؛

به این خاطر که اول راهی و راه و چاه مسیر رو نمی دونی.

کمی که تمرین کنی انقدر حرفه ای میشی که هر دفعه خطاهات کمتر میشه و بیشتر یاد می گیری و خودت می تونی تشخیص بدی که از کدوم مسیر بری زودتر و با خطای کمتری به نتیجه می رسی. قرار نیست همون روزهای اول همه چیز عالی پیش بره. به همین دلیل هست که آموزش دیدن خیلی آدم رو جلو می اندازه و وقتی بتونی از شکست های دیگران درس بگیری دیگه لازم نیست خودت شکست بخوری و متوقف بشی.

 

جسورانه تو عملی کردنش سماجت نداریم

وقتی که متوجه بشیم متوقف شدن در مسیر برنامه ریزی و رسیدن به هدف در ابتدای مسیر طبیعی هست و ما مشکلی نداریم و خنگ نیستیم و …

پس حالا که این قضیه رو فهمیدیم باید در تمرین بیشتر برای حرفه ای شدن در برنامه ریزی کردن عملگرا باشیم و سماجت کنیم.

 

با جسارت تمام باز هم ادامه بدیم تا اگر جایی متوقف شدیم بتونیم نقصمون رو برطرف کنیم. چون اگر نتونیم از اشتباهاتمون درس بگیریم و خودمون رو اصلاح کنیم همیشه درحال تکرار فعالیت های غلط قبلی هستیم که زمان و انرژی ما رو به شدت ازمون می گیره و در نهایت مجبور میشیم کنار بکشیم.

همین کنار کشیدن یعنی اینکه دیگه سراغ خواسته هامون نمیریم و تبدیل میشیم به حدود ۹۵درصد انسان هایی که در جهان دارن همینطوری زندگی می کنن و در اصل یک مرده متحرک هستند.

[alert type=”info”]چون انسانی که هدفی نداشته باشه و در مسیر اهدافش حرکت نکنه زندگی براش اصلا لذتبخش نیست و پر از یکنواختیه.[/alert]

 

 

این ها تازه چندتا از دلایل و طرز فکرهای اشتباهی بود که نمی ذارن ما برنامه ریزی هامون رو عملیاتی بکنیم. زیرساخت های بسیار زیادی وجود دارند که اگر رعایت بشن خیلی خیلی بهتر می تونیم در مسیر رسیدن به اهدافمون زندگی کنیم و جزء ۵درصد برتر جامعه باشیم.

همه این زیرساخت ها در شخصیت ما هستند که باید تقویت بشن و روشون کار بشه. هیچ بنی بشری در تاریخ نبوده که بدون بهبود ویژگی های شخصیتی خودش بتونه از زندگی لذت واقعی ببره و شادکامی رو تا لحظه مرگش تجربه نکنه.

امیدوارم که هرچه زودتر برای آموزش دیدن و ساختن شخصیتتون اقدام کنید و از زندگیتون لذت ببرید.

 

اگر دوست دارید هرچه زودتر این اتفاق بیفتد پیشنهاد می کنم روی عکس زیر کلیک کنید و توضیحات این محصول متفاوت را بخوانید.

4 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *