رازی که همین الان زندگی ات را متحول می کند

احتمال زیاد شما هم مقالات زیادی که در تیتر آنها کلمه “راز” وجود دارد را خوانده اید و از آنها نتیجه ای نگرفته اید.

حالا شاید سوالتان این باشد که نکند این مقاله هم مثل همان مقاله ها باشد؟

تا انتهای متن را بخوانید تا متوجه شوید.

 

 

در فامیل و آشنایان به کودکان ۲ تا ۴ ساله دقت کردید؟ دیده اید زمانی را که چیزی را می خواهند اگر لازم باشد ۱۰۰ بار آن کار را تکرار می کنند تا به نتیجه برسند؟

یا زمانی که می خواهند به چیزی دست بزنند و شما جلویشان را می گیرید، بارها تلاش می کنند و درگیری بین شما و او تبدیل به یک بازی می شود و شاید نیم ساعت پشت سرهم او به سمت آن وسیله حمله کند و شما در قالب بازی نگذارید به آن وسیله دست بزند.

 

عجیب است که خسته نمی شوند.در حالی که نفس نفس می زنند باز هم به تلاش ادامه می دهند. تا جایی که شما خسته می شوید و اجازه می دهید آن وسیله را بردارد.

خیلی ها اسم این بچه ها را پررو یا پر انرژی می گذارند. در صورتی که صفت دیگری پشت این همه تکرار پنهان شده است.

 

تفاوت اصلی کودکان و بزرگترها در باورهایی است که در ذهنشان نهادینه شده است.

یکی از اصلی ترین باورها، باورِ «می شود» و باور «نمی شود» هست. بچه های کوچک چون هنوز تاثیر زیادی از بزرگسالان نگرفته اند در ذهنشان کلمه ی «نمی شود» تعریف نشده است. چون هروقت چیزی خواسته اند به آنها داده شده است. هر زمان گشنه بودند غذا خوردند، اگر لازم بود کارتون ببینند و شما شبکه تلویزیون را عوض کنید سریعا این اتفاق صورت می گرفت تا یکوقت بچه گریه نکند.

 

به همین دلیل در ذهن آنها نمی شودی وجود ندارد.همه کارها و خواسته هایشان باید انجام شود. اما هرچه بزرگتر می شوند و ترس ها و تردید ها را تجربه می کنند، کم کم به این باور می رسند که نه، انگار بعضی کارها هم نمی شود.

  • نمی شود لباس گران خرید؛ چون پول ها برای اجاره خانه صرف می شود.
  • نمی شود نمره ۲۰ گرفت؛ چون آنها هوش بالایی ندارند.
  • نمی شود ازدواج خوب داشت؛ چون اکثر خانواده را در حال دعوا و درگیری دیدند.
  • نمی شود در سازمان های دولتی به راحتی استخدام شد؛ چون باید در ابتدا پارتی داشته باشی.
  • نمی شود همیشه حال خوب مستمر داشت؛ چون عوامل بیرونی زیادی هستند که حالمان را بد می کنند.

 

[alert type=”info”]از وقتی به خودآگاهی رسیدند و توانسته اند بهانه های مختلف را به دلیل منطقی تبدیل کنند دیگر نمی شود شد یکی از مهم ترین باورهای آنها.[/alert]

همین بچه ها بعد از سال ها به والدین فرزندان خود تبدیل می شوند که نمی شودها را رواج می دهند و این کار تا نسل های آینده ادامه پیدا می کند. ولی در بین همه انسان هایی که نمی شود را باور کرده اند، معدود انسان هایی هم هستند که در شرایطی که با یک نمی شود برخورد می کنند، سعی می کنند به این فکر کنند که چطور می شود.

  • نمی شود از روس ها در مسابقات وزنه برداری جهان سبقت گرفت؟ خب چطور می شود؟ ( رضازاده )
  • نمی شود اینگونه لامپ رشته اختراع کرد؟ خب چطور می شود؟ ( ادیسون )
  • نمی شود ماشینی با سوختی بجز بنزین اختراع کرد؟ خب چطور می شود؟ ( ایلان ماسک )
  • نمی شود با بازیگران مطرح خارجی کار کرد؟ خب چطور می شود؟ ( اصغر فرهادی )

 

انسان هایی که پایه و اساس ذهنشان را با «می شود» بسته اند، دقیقا همان کسانی هستند که کارهای بزرگ انجام می دهند و جهان خودشان و دیگران را تغییر می دهند.

دقیقا همان ۳درصدی های ضد گلوله تاریخ هستند که در مقابل هر چالشی بالاخره راه حل پیدا می کنند و به همه نشان می دهند که «می شود».

زمانی که بتوانی بهانه هایی که در مسیر زندگی ات پیدا می شوند را کنار بگذاری، نتایجی که می گیری بسیار متفاوت خواهد شد.ظاهرا کار راحتی است، اما مغز شما به این راحتی ها اجازه نمی دهد که ذهنیت خود را از نمی شود به می شود تغییر بدهی.

هزاران بهانه را برایت جفت و جور می کند تا باز هم به خودت بقبولانی که جدا نمی شود، بیخیالش!!!

 

ازت می خواهم همین الان قلم و کاغذی را برداری و به یاد شرایطی بیوفتی که می توانستی مسائلت را حل کنی ولی نمی شود های زیادی برای خودت ردیف کردی.

مهم ترین هایش را بنویس به به جای اینکه به این فکر کنی که نمی شود و مغزت هم بهانه های بیشتری را به تو بدهد، به این فکر کن که چطور می شود؟

چطور می توانم این اتفاق که بدترین اتفاق زندگی من تا به امروز بوده است را حل کنم و از آن گذر کنم. چون تنها با گذر کردن و آموختن از آن اتفاق است که می توانی رشد کنی و زندگی ات را آنطور که می خواهی بسازی.

 

نمی شودها را به می شود تبدیل کن

 

شرکت در دوره رایگان ارزشمندترینی + دانلود کتاب الکترونیکی رایگان “دلخوشی بدون تاریخ انقضاء

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید