چند هفته پیش در صفحه اینستاگرامم از مخاطبین پرسیدم “شما در چه مواقعی حرص می خورید

جواب های مختلفی گرفتم. هرکس بر اساس نقش هایی که در زندگیش داشت (مثل مادر، فرزند، دانش آموز، دوست و …) حرص خوردن مخصوص به خودش رو داشت. حرص و جوش خوردن یکی از رفتارهای رایج در بین مردم جهان هست که کنترلش زمان بر هست.

من در این چندسال خیلی روی خودم کار کردم تا بتونم کمتر حرص بخورم و سعی کنم موقعیت رو درک کنم تا حداقل خودم بهم نریزم. می دونم کار سختیه ولی مطمئن باشید که شدنیه.

دیروز یکی از دوستانم تو اینستاگرام کلیپی که این پایین گذاشتم رو برام فرستاد و من رو به فکر فرو برد. احتمالا شما هم دیده باشیدش ولی الان دوباره ببینید تا نکته مهمی رو بهتون بگم.

قبول دارید که ما وقتی بچه هستیم رفتارهامون رو از پدر و مادرمون یاد می گیریم؟ (مثل ویدیوی بالا)

قبول دارید که پدر و مادرهامون هم وقتی بچه بودن از پدر و مادرهاشون رفتارهاشون رو یاد گرفتن؟

خب معما حل شد!



ما حرص خوردن رو هم از مادر و پدر و اطرافینمون یاد گرفتیم. در کودکی وقتی پدر کاری می کرد و مادر ناراحت میشد، اگر مادر به جای اینکه حرص بخوره و داد بزنه و دعوا شروع بشه، با پدر گفتگو می کرد و مسئله حل می شد ما یاد می گرفتیم که در زمان تعارض بین دو نفر باید محترمانه گفتگو کرد و مسئله رو حل کرد.

اما خب نه ما بچه های باهوشی بودیم که این چیزا رو در سن دو سالگی بفهمیم، نه پدر و مادرمون میگن که اون زمان اشتباه رفتار می کردند و برای تغییر ما کمک می کنن. پس بهترین کار اینه که خودمون یاد بگیریم که چطور میشه حرص خوردن رو کنترل کرد.

قبل از اینکه به چگونگی این کار بپردازیم بیاید باهم بررسی کنیم ببینیم آدم های معمولا هنگام حرص خوردن چه عکس العملی از خودشون نشون میدن.



کسانی که همون موقع عصبانی میشن

 .

اکثریت انسان ها در این دسته قرار دارند. زمانی که موقعیتی پیش میاد که مغز دستور حرص خوردن میده، عصبانیت اولین گزینه ای هست که دمه دست بسیاری از انسان هاست که واقعا توش استادیم!

مثال بسیار بارزش هم زمانی هست که تو خیابون با ماشین داری میری و یدفعه یه ماشین می پیچه جلوت و لایی می کشه و شما فرمون و می چرخونی و میری تو یه لاین دیگه از خیابون.

 .

اره واقعا قبول دارم صحنه اعصاب خردکنی هست و سخته فحش ندی و عصبی نشی، ولی یه دقیقه فکر کن ببین اگر هرروز قرار باشه ۵ بار به خاطر اتفاقی حرص بخوری و عصبانی بشی، در ماه میشه ۱۵۰ بار و در سال میشه ۱۸۰۰ بار!!!

واقعا ارزش داره به خاطر اشتباه دیگران یا عدم مسئولیت پذیریشون ۱۸۰۰ بار حالت رو بد کنی و هر دفعه هم به بدنت آسیب برسونی؟

احتمال سکته کردنت رو هم بالا ببری؟

ارزش داره واقعا؟!

 .

امروز رفته بودم پست تا بسته خریدارانی که تو این دو روز محصول کمتازیا رو خریدن براشون ارسال کنم، چون کمی کار داشتم نزدیک پایان ساعت کاری اداره پست رفتم. یعنی نزدیک ساعت ۲:۳۰.

خب اونموقع فقط یک باجه فعال هست و فقط یک نفر کار مراجعین رو راه میندازه. به همین دلیل صف طولانی شده بود.

 .

خانمی که پشت سر من بود از این وضعیت ناراضی بود و داشت حرص می خورد و به من می گفت چرا اینا نفرات دیگه ای رو نمیارن که کارمون زودتر انجام بشه؟

کاری ندارم که نبودن نفرات بیشتر توی باجه ها کار خوب یا بدیه، اما کاری هست که من نمی تونم انجامش بدم و دست من نیست. پس بهتره که به جای حرص خوردن در مورد مطالب همایش سرمایه فکر کنم. اینجوری هم اعصابم بهم نریخته هم از زمانم استفاده کردم.

 .



کسانی که عصبانی نمیشن و خودخوری می کنند.

 .

این وضعیت هم در بین افراد شایع هست و زیاد دیده میشه.این افراد در ظاهر شاید آروم به نظر برسن ولی از درون درحال دعوا کردن با خودشون و دیگران هستند.

این دسته از افراد اتفاقا بیشتر آسیب می بینند. چون درون ریزی احساسات عوارض زیادی داره و اصلا به بهبود روابطمون کمکی نمی کنه.

 .

از بدترین عوارضی که داره کاهش عزت نفس فرد هست. چون در این موقعیت ها به دلیل نداشتن عکس العمل، به صورت ناخودآگاه فرد به خودش برچسب بی عرضگی می زنه فکر می کنه کسی که جلوی این شرایط می ایسته و اعتراض می کنه انسان با عرضه ای هست و خودش به قول خودمونی ها آدم شل و ولی هست.

 .

در صورتی هم مورد اول و هم مورد دوم دچار خجولی گری هستند.چه کسی که عصبی میشه و چه کسی که تو خودش میریزه.

اگر شما در این دسته قرار دارید، اولین قدم اینه که روی عزت نفس خودتون کار کنید تا کمتر آسیب ببینید.



کسانی که عصبانی نمیشن و بعدا تلافی می کنند.

 .

این دسته انسان های خطرناکی هستند. چون در انباشته کردن احساساتشون و منفجر کردن اونها حرفه ای هستند و هم خودشون رو می ترکونن و هم اطرافیانشون رو.

این مورد در بین زوجین زیاد دیده میشه. خانمی که از اشتباهات همسرش استفاده می کنه و بعدا تلافی می کنه. می گه فلان روز فلان کار رو کردی، بذار چند وقت دیگه تو همچین موقعیتی سرت میارم!

 .

این کار از آتیش بازی تو خونه هم خطرناک تره. چون آتیش فوقش میزنه خونه رو می سوزونه، ولی این کار روابط زیادی رو می سوزونه که ترمیم کردنش کار بسیار سختیه و  باعث میشه نسل های آینده این روابط هم به سمت سوختگی برند.

 .

اگر بلد باشیم هنگام وقوع قضیه گفتگو کنیم یا خودمون رو کنترل بکنیم، نه تنها حرص خوردن خودومون کنترل میشه، بلکه دیگران از ما یاد می گیرن که چطوری حرص خوردنای خودشون رو کنترل بکنن.

 عده کمی که ریشه حرص خوردن رو برای اصلاح کردنش پیدا می کنند.

بعد از این سه دسته رایج، یک دسته کمیاب هم وجود داره که اگر بتونی وارد این دسته بشی، اتفاقای بسیار خوبی برات خواهد افتاد.

 .

در NLP میگن رفتارهایی که ما از خودمون نشون میدیم ریشه اش در یک جایی از ضمیر ناخودگاه ما وجود داره. یعنی ما قبلا به صورت آگاهانه یا ناآگانه عکس العمل هایی رو یاد گرفتیم که در شرایط مختلف از اونها استفاده می کنیم.

زمانی که ما موقع حرص خوردن به این توانایی برسیم که بتونیم ریشه اون عصبانیت و حرص خوردن رو پیدا کنیم، خیلی راحت تر می تونیم خودمون رو کنترل کنیم.

 .

اگر دوست دارید شما هم این توانایی رو بدست بیارید و در دسته چهارم قرار بگیرید ادامه این مقاله رو با دقت بخونید و در اولین فرصت عملیش کنید.

 .

چطور باید ریشه حرص خوردن هامون رو پیدا کرد و کم کم حذفشون کنیم

برای اینکه خیلی اصولی پیش بریم و بهترین نتیجه رو بگیریم بهتره که از روش حل مسئله استفاده کنیم تا با ریسک کمتری بتونیم این کار رو بکنیم. روش حل مسئله رو خیلی کامل و با مثال های شفاف در فصل ششم کتاب پاش وایسا توضیح دادم اما اینجا می خوام برای این موضوع کمی تغییرش بدم.

 .

مرحله اول: بنویسید چرا حرص خوردید

برای اینکه بهتر این مرحله برات جا بیفته بذار برات یک مثال بزنم.

این سناریو رو تصور کن.

 .

یه پسر ۱۲ ساله داری که قرار بوده بره از سر کوچه ماست بخره تا با ناهار خوشمزه ای که دارید نوش جان کنید.

وقتی که پسر به خونه برمی گرده و می خواد بقیه پولی که برده بوده رو به شما برگردونه متوجه میشه که بقیه پولش نیست. چون شما یک تراول ۵۰هزار تومانی بهش داده بودید و هزینه ماست فقط ۸ هزار تومن شده.

اکثر خانواده ها در این موقعیت عصبانی میشن و سر بچه داد میزنن و سرزنشش می کنند.

 .

زمانی که این موقعیت پیش اومد و نتونستی خودت رو کنترل کنی، روی کاغذ دقیق می نویسی که چه اتفاقی افتاده. یعنی می نویسی:

پسرم یک تراول ۵۰هزار تومانی همراه خود برد تا ماست بخرد و بقیه پول را گم کرد و من عصبانی شدم

بعد از اینکه دقیقا نوشتی چه اتفاقی افتاده، حالا باید بنویسی چرا از این اتفاق عصبانی شدی.

مثلا می نویسی که:

چون حدود ۴۰هزار تومن گم شده.

دوباره از خودت می پرسی خب چرا این اتفاق تورو عصبانی کرده.

باز می نویسی: چون برای این پول زحمت کشیدم.

دوباره از خودت می پرسی خب چرا از این اتفاق عصبانی هستی؟

 .

به این نتیجه می رسی که: چون اگر پول هام گم بشه دیگه پولی برای بقیه ماه ندارم.

اینجا ریشه عصبانیت پیدا شد!

 .

تو فکر می کنی اگر پولی گم بشه یا به هر نحوی بی دلیل از بین بره توانایی کسب پول نداری و این برات یک خطر حساب میشه. پس تو احساس خطر کردی و طرز فکرت این هست که پول زیاد که وجود نداره که من بخوام خیالم راحت باشه!

 .

زمانی که با این سوالات خودت رو به فکر کردن وادار می کنی طرز فکرهایی رو پیدا می کنی که ریشه اصلی حرص خوردنات هستند.

ولی زمانی که این طرز فکر رو داشتی باشی که :

پول درآوردن که کار راحتی هست. اگر پولی از بین بره دوباره اقدام می کنم و با مهارت هایی که بلدم پول می سازم. رابطه من و پسرم خیلی مهم تر از اونیه که رابطم رو به خاطر چند هزارتومن پول خراب کنم. من اصلا این پولا رو برای خانوادم درمیارم تا اونا در آرامش باشن. نه اینکه خودم اعصابشون رو خرد کنم.

 .

 .مرحله دوم: یادآورنده ای تنظیم کنید

در این مرحله باید به خودتون خودآگاهی بدید تا یادتون باشه که مرحله اول رو انجام بدید. چون زمانی که برای بارهای اول می خوایم مهارتی رو یاد بگیریم ذهن شیطون ما کاری می کنه که حواسمون پرت بشه و اون مهارت رو یاد نگیریم.

مثلا آخر شب ها با خودتون قرار بذارید که روز خودتون رو بررسی کنید و ببینیم موقعیت هایی بوده که بابتش حرص بخورید؟ اگر بوده مرحله ۱ رو براش انجام بدید.

 .

یا به فرد دیگه ای بسپارید که آخر شب ها بهتون یادآوری کنه یا اگر خودش هم در اون موقعیت قرار داره چند ساعت بعد بهتون بگه که عکس العملتون رو بررسی کنید.

 .

مرحله سوم : اگر دوباره حرص خوردید چی؟

این مرحله احتمال زیاد براتون پیش میاد. چون زمان میبره که این مهارت نهادینه بشه.

اگر بعد از چند بار تمرین کردن و پیدا کرد طرز فکرهای اشتباهتون، دوباره حرص خوردید، باید با خودتون خلوت کنید و دنبال روش هایی بگردید که بیشتر از قبل بتونید تمرین کنید. تا کم کم این مهارت رو بسازید.

 .

یکی از این روش ها می تونه این باشه که جایزه ای برای خودتون در نظر بگیرید و به خودتون قول بدید که اگر دفعه بعد تونستی خودت رو کنترل کنی، مثلا لباسی که مدت هاست می خوای بخری رو بالاخره برای خودت می خری.

کلا هدیه دادن به خود روش بسیار خوبی برای ساخت یک عادت جدید هست. چون مغز ما عاشق تجربه کردن احساسات خوبه.

و هدیه گرفتن هم یکی از احساس هایی هست که اکثر آدم ها بهش نیاز دارن.

 .

زمانی که این تمرین ها رو انجام بدیم، عکس العمل های اشتباهی که پدر و مادرهامون بهمون یاد دادن رو با رفتارهای جدیدی که خودمون یاد گرفتیم جایگزین می کنیم. کلا ما از نسل های قبلمون رفتارهای اشتباه زیادی رو یاد گرفتیم که تنها راه تغییر دادشون آموزش دیدن و عمل کردن به آموزش های جدید هست.

 .

اصطلاحاً به آموزش های اشتباهی که ما از اطرافیانمون یاد گرفتیم و زندگیمون رو براساس این اشتباهات ساختیم میگن درماندگی آموخته شده.

 .

در همایشی که جمعه ۲۴خرداد در تهران به نام “سرمایه بدون تاریخ انقضاء” برگزار خواهم کرد مفصل در مورد درماندگی آموخته شده صحبت خواهم کرد و بهتون میگم چطور می تونیم به مرور زمان این درماندگی ها رو پیدا کنیم و اون ها رو تغییر بدیم. برای خوندن اطلاعات این همایش و دیدن یک لایو آموزشی که در اینستاگرام در مورد این موضوع داشتم، روی متن زیر کلیک کنید و این لایو تاثیرگذار رو حتما ببینید.

اطلاعات کامل همایش سرمایه بدون تاریخ انقضاء و لایو آموزشی درماندگی  آموخته شده

جدیدترین نوشته های آموزه خوندن داره

۰ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *